X
تبلیغات
كلاس مجازي

كلاس مجازي

وبلاگ دانشجويان اقتصاد بازرگاني دانشگاه فردوسي مشهد (ورودي 88)

داستانی از مثنوی

در زمان حکومت حضرت سلیمان (ع) مردی ساده اندیش در حالی که وحشت و نگرانی او را فرا گرفته بود و بر اثر ترس چهره اش زرد گشته بود سراسیمه به سرای سلیمان (ع) آمد و با عجز و لابه گفت: ای سلیمان به من پناه بده.

حضرت سلیمان که پناهگاه مستضعفان و بیچارگان بود به او توجه خاصی کرد و فرمود: چه شده است و حاجتت چیست؟ او گفت: امروز عزرائیل با خشم به من نگاه کرد. بر اثر آن وحشت کردم و اینک به محضر شما پناه آورده ام. از تو تقاضا دارم که به باد فرمان دهی مرا از این جا (فلسطین) به هندوستان ببرد تا از چنگ عزرائیل رهایی یابم. سلیمان به تقاضای او توجه کرد. روز بعد در وقت دیدار سلیمان با شخصیتها سلیمان عزرائیل را دید و از او پرسید: چرا به این بینوا با چشم خشمگین نگریستی؟ عزرائیل در پاسخ گفت: خداوند فرمان داده بود که روح آن مرد را در هندوستان قبض کنم ولی من او را دیروز در اینجا دیدم و حیران گشتم که اگر او صد پر هم داشته باشد قادر نیست که خود را به هندوستان برساند. من طبق فرمان حق برای قبض روح او به هندوستان رفتم او را آن جا یافتم و جانش را قبض کردم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/29ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

مقايسه كنيد!

هو الجميل

زن ... آزادي ... رفع تبعيض ... نگاه جنسيتي ... فمينيسم ... خشونت ... مردسالاري ... تساوي

و كلماتي از اين دست كه وقتي پايم به دانشگاه باز شد، بسيار شنيدم و البته هيچ وقت ترغيب نشدم دراین باره مطالعه كنم و ببينم اين فمينیسم چيست! البته اعتراف مي‌كنم كه در جمع دوستان زياد از انواع جنبش‌ها! از جمله جنبش فمينيستي صحبت مي‌شد!

ولي امروز بر آن شدم تا چيزي بنويسم! چرا؟

چون مدتي است غيرتم به جوش آمده از اين همه بي‌عدالتي كه بر ما روا داشته مي‌شود!

اين ظلم‌ها تا كي؟ تا كي بنشينيم و ببينيم عده‌اي حقوق زنان را ناديده مي‌انگارند و تبعيض قائل می‌شوند؟!

تا كي صداي اين قشر از جامعه در گلو خفه شود و كساني نيز از اين بي‌صدايي سود ببرند و كيف كنند و جولان دهند؟!

چه شد كه امروز اين‌گونه در دستان اين عده بازي مي‌خوريم و در خواب خرگوشي خود فرو رفته‌ايم؟

اين بازي را چه كساني شروع كردند؟ كي شروع شد كه ما نفهميديم و ناغافل مهره‌هاي صفحه شطرنج‌شان شديم؟!

آري! اين قصه بسيار پر غصه است!!

وقتي هم سن و سالان خود را مي‌بينم كه برخي‌ها مسموم‌شان كرده‌اند و برخي ديگر نيز داروي شفابخش را از آن‌ها دريغ مي‌كنند، غمي عظيم سراسر وجودم را فرامي‌گيرد!

اين غم را آن‌گاه با همه سلول‌هاي وجودم درك كردم كه به پيشنهاد يك دوست و به بهانه 8 مارس، قدمي در كوچه‌پس‌كوچه‌هاي فضاي سايبر زدم! آنجا كه تصويري از زنان محجبه بنگلادش را ديدم كه روز 8 مارس راهپيمايي مي‌كنند!

و البته قبل‌تر نيز اين درد استخوان‌سوز را در مستند تبليغاتي يك كانديدا! كشيده بودم! آنجا كه به بهانه حقوق زن! احساس كردم همه كرامتم زير سؤال رفته است!

و حال يك جمله مي‌گويم و آن اين‌كه:

مقايسه كنيد: زن و زن!

(بقيه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/29ساعت 2:32 قبل از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

دامنه اين استحاله تا آنجا ادامه مي‌يابد که بهزاد نبوي ...

 تحليلي جامع از سير جريان فتنه درتحولات تاريخ سياسي(قسمت دوم)

انقلاب اسلامي ايران و هجوم فتنه‌ها

با اوج گرفتن مبارزات عليه رژيم ستم‌شاهي پهلوي و نزديک شدن به پيروزي انقلاب، گروه‌هاي مختلفي با نهضت اسلامي مردم به رهبري امام خمينيu هم‌نوا شدند و پس از پيروزي به سهم‌خواهي برخاستند و بر تفوق انديشه‌ها و آراي خود سعي نمودند. اين در حالي بود که از گذشته و قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، کشورهاي خارجي در تحريک يا هدايت برخي جريان‌هاي سياسي دخالت داشتند و پس از پيروزي انقلاب، اين دخالت آشکارتر شد. تحول جديد در ساختار فرهنگي و سياسي ايران، بسياري از منافع و تجاوزگري‌‌هاي کشورهاي استعمارگر را خنثي کرد و رويکردي مقتدرانه و عزت‌مندانه در ارتباط با بيگانگان را پيشه خود ساخت. با اين تغييرات طبيعي بود که اصحاب سلطه در دو بلوک شرق و غرب به تکاپو افتادند و با حمايت از برخي گروه‌ها بر اختلافات داخلي دامن زده و فتنه‌هايي ويرانگر را بر ملت تحميل کردند. ترور بسياري از بزرگان و انديشمندان انقلاب نظير شهيدان بهشتي، رجايي، باهنر، مفتح، مطهري و...، برخاستن انواع گروهک‌هاي تجزيه‌طلب و ضدانقلاب در نقاط مختلف کشور مانند گروهک‌هاي کومله و دموکرات در کردستان و گروهک‌هاي قوميت‌گرا در گنبد، خوزستان و برخي مناطق ديگر کشور، ترورها و شورش مسلحانه منافقين در زماني که کشور درگير هشت سال جنگ تحميلي بود، مفاسد اقتصادي که تيشه بر ريشه اقتصاد کشور مي‌زد، تهاجم فرهنگي و نفوذ و ترويج انديشه‌هاي غربي توسط روشنفکران و بعضاً دولتمردان غربزده تا اميد بستن به ايجاد يک انقلاب رنگي (مخملي) در ايران؛ همگي حکايت از آن دارند که دشمنان قسم‌خورده اين انقلاب هرگز دست از تلاش خويش برنداشته و سعي دارند هر روز ضربه‌اي سهمگين‌تر از گذشته بر تنه تنومند آن وارد آورند.

شکست نظام سلطه در عرصه تهديد سخت

انقلاب اسلامي بر اعتماد و اعتقاد آحاد ملت ايران به فرهنگ تشيع و اصل رهبري ولي‌فقيه بر جامعه اسلامي استوار است و فرد فرد ايرانيان در به ثمر رساندن انقلاب احساس مشارکت کرده و خود را بر محافظت از آن مسئول مي‌دانند. سست کردن اين دژ مستحکم بسيار دشوار است و نمي‌توان از طريق فشارهاي آشکار و تهديدهايي نظير تحريم اقتصادي و يا حمله نظامي بر آن چيره شد. از بدو پيروزي انقلاب اسلامي، ملت ايران انواع تحريم‌هاي اقتصادي را تجربه کرده و با حضور حماسي خويش در هشت سال دفاع مقدس، چون فولادي آبديده، استوار و محکم در برابر بيگانگان سينه سپر کرده و بر هوشمندي و اتحاد ملي خويش افزوده است. مروري بر سه دهه گذشته از تاريخ انقلاب اسلامي، نشان داده است که شاخصه‌هاي اسلام‌گرايي ملت ايران به خوبي توانسته‌اند تهديدهاي سخت و توطئه‌هاي آشکار خارجي را از دستيابي به مطامع و اهداف استعماري‌شان عقيم سازند. اين شاخصه‌ها در يک تقسيم‌بندي عبارتند از:

* اعتقاد عميق به اصول و مباني ديني؛

* مبتني بودن بر آموزه‌هاي تشيع؛

* اعتقاد به مهدويت؛

* پيوند دين و سياست؛

* پيوند اسلام و روحانيت؛

* اعتقاد به مرجعيت و ولايت فقيه؛

* نفي استبداد و تأکيد بر مردم‌سالاري ديني؛

* استعمارستيزي و تأکيد بر قاعده نفي سبيل؛

* اتحاد و انسجام جهان اسلام.4

با توجه به شاخصه‌هاي ياد شده، نظام اسلامي در برابر انواع و اقسام توطئه‌ها و مشکلات ايستادگي کرده و توانسته است از گرفتاري‌هاي مختلف که توسط نظام سلطه طرح‌ريزي شده است، سربلند بيرون آيد. در آخرين رويارويي سخت مستکبران با ملت ايران در مسئله هسته‌اي، اعتقاد راسخ پيروان انقلاب اسلامي بر فرهنگ مقابله با هرگونه استعمار و تأکيد بر قاعده نفي سلطه بيگانگان، نظام سلطه را به عقب‌نشيني واداشت و آنها را وادار کرد بسياري از زياده‌خواهي‌هاي خود را فراموش کنند. نظام سلطه با رويکردي موازي، هم‌زمان با ادامه تهديدهاي سخت و آشکار خود، تهديدهاي نرم با تکيه بر سست کردن ارزش‌ها و پايه‌هاي انقلاب اسلامي را پي گرفته است. بيش از دو دهه هشدار رهبر فرزانه انقلاب بر هوشياري مسئولان نسبت به تهاجم فرهنگي بيگانگان و سخنان ايشان در لزوم توليد علم و انديشه و نهضت نرم‌افزاري و تمدن‌سازي بر پايه ارزش‌هاي اصيل انقلاب اسلامي ايران، جهت اين تهديدها را به خوبي نمايان مي‌کند. اينک به نظر مي‌رسد نظام سلطه سرمايه‌گذاري بيشتر و برنامه‌ريزي‌هاي کلان‌تري را به تهديدهاي نرم معطوف کرده است. نظام سلطه در رويکردي جديد مي‌کوشد تا با هجوم انديشه‌هاي التقاطي و غربي و شکستن اعتماد به نفس ملت ايران و اعتقاد آنها به آرمان‌ها و ارزش‌هاي تشيع و انقلاب اسلامي، تضعيف اصل ولايت فقيه به عنوان عمود خيمه انقلاب و نايب امام عصر (عج) در زمانه هجوم فتنه‌ها و غروب زندگي انساني در غرب، چون موريانه‌اي به جان ارزش‌هاي انقلاب اسلامي افتد و پايه‌هاي انقلاب را از درون سست کند. بي‌شک مقابله با اين تهديد بسيار سخت‌تر خواهد بود و توان بيشتر و هوشياري افزون‌تري را از سوي مردم ايثارگر و حماسه‌آفرين ايران مي‌طلبد. چه اينکه صحنه‌هاي نبرد به آساني و با چشم‌هاي غير مسلّح قابل ديدن نيست و تيرهاي نامرئي پيش از اصابت، به راحتي شناخته نمي‌شوند

+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/29ساعت 2:25 قبل از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

تست هوش برای بچه های دبستانی


 اینو چطوری حلش می کنی؟

فقط یک سؤاله، پس وقت بذار و درباره اش فکر کن


خدا وکیلی اگر به نتیجه نرسیدی جواب رو نگاه کن.

از بچه های پیش دبستانی این سؤال پرسیده شد :

« اتوبوس توی این شکل به کدوم طرف میره؟ »

با دقت به شکل نگاه کن .


می تونی جواب بدی؟
جواب های ممکن چپ یا راست هست
درباره اش فکر کن.....................



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/28ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

صفره هفت ثین !

بسمه تعالی


هفت صین اقتصادی ها :

لحظه ی تحویل سال سر صفره ی یک خانواده اقتصاد دوست ؛

صین مثل ......

صین مثل صرفه جویی در مصرف آب و برق وگاز وتلفن و ... که شبیه یه شوخیه !

صین مثل صرصام گرفتن مردم از طرح هدفمند کردن یارانه ها که یه بیماری مسریه !

صین مثل صندوق ذخیره ی ا رزی که همین روزهاست که خالی بشه !

صین مثل صافی دستگاه غذا که دانه درشت ها ی اقتصادی را گیر می اندازه !

صین مثل صنایع سنگین و زیر بنایی کشور که هم سن وسال پدرجد آدام اسمیته !

صین مثل صدر نشینی ایران در مصرف برق که جای فخر ومباهات داره !

صین مثل صعب العلاج بودن نارسایی های اقتصادی ایران که خدا شفا ی عاجل عنایت کنه !

و اما هفت سین خوشه ای ها ؛

خوشه اولی :

سین مثل ....

سین مثل سرازیر شدن پول نفت به جیب ما ها !

سین مثل سفرهای داخله وخارجه ، سیاحتی وزیارتی !

سین مثل سرکشی به جزایر قناری و هاوایی !

سین مثل سیر شدن انفجاری !

سین مثل سلامتی رأسای محترم مرکز آمار و ستاد هدفمند کردن یارانه ها !

سین مثل سکه های نقره و طلا ، عیدی برای بچه ها ی ناز وبلا !

سین مثل سبزی پلو با ماهی هم شب عیدی ، هم پشت سر هم دو سه سالی ......!

خوشه دومی :

سین مثل....

سین مثل سورتمه سواری زیر خط فقر !

سین مثل سستی بنیان زندگی ، گذاران عمر با کلی دوندگی ....!

سین مثل سیر وسرکه ، که دلمون داره می ترکه !

سین مثل سماق مکیدن برای به جایی رسیدن !

سین مثل سوارشدن بر همان پیکان قراضه با کلی ناز وافاده ...!

سین مثل سررسید چک و سفته ، که هر کی نده بدبخته .....!

سین مثل سبزی تازه ی کوهی با ماهی ته جو بی ....!

خوشه سومی :

سین مثل.......

سین مثل سر وصدای شکم گشنه ی پفکی ....

سین مثل سرخوردن از پله های ترقی با کله زمین خوردن شلپپی !!!

سین مثل سوسک های حمام وآشپزخانه که عیدی می خوان زورکی ....

سین مثل سوراخ شدن پیر جامه وزیر شلواری......

سین مثل سروسامون گرفتن با جیب خالی ، جیب خالی وهمان پوز های عالی ........

سین مثل سرتا پا بدبختی ، لباسا همه گرد وخاکی ...

سین مثل سرخ کردن صورت با سیلی ، کندن قبر خود با دسته بیلی .......!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/12/27ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط عليزاده  | 

نظرتون درباره اين عكس چيه؟

وقتي قشر فرهيخته و با سواد جامعه رو يه جايي راه نمي دن نتيجه همين مي شه ديگه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/12/27ساعت 6:29 قبل از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

دامنه اين استحاله تا آنجا ادامه مي‌يابد که بهزاد نبوي ...(قسمت1)


تحليلي جامع از سير جريان فتنه درتحولات تاريخ سياسي

دامنه اين استحاله تا آنجا ادامه مي‌يابد که بهزاد نبوي ...



انقلاب اسلامي و فتنه‌هايي که تکرار مي‌شوند

اشاره »

ميشل‌ فوکو، فيلسوف و تحليل‌گر اجتماعي معاصر، براي مطالعه انقلاب اسلامي دو بار به ايران سفر کرد. در بيان فوکو، انقلاب فرانسه انقلاب مدرنيته بود و همه تحولات سياسي که پس از آن واقع شده، در جهت بسط مدرنيته بوده است. حتي حرکت‌هاي آزادي‌بخشي که در کشورهاي جهان سوم در طي قرن بيستم رخ داده بود، حرکت‌هايي بود که از آرمان‌ها و شعارهاي انقلاب فرانسه پوشش مي‌گرفت. اين حرکت‌ها به دنبال اين بودند که با رها کردن جوامع خود از محدوديت‌ها و بندهاي استعمار، در يک حرکت رقابت‌آميز در همان مسيري گام بردارند که تمدن و فرهنگ غرب به آن سو رفته است؛ در حالي که از نظر او انقلاب اسلامي ايران انقلابي بود براي احياي سنت‌هاي فرهنگي خود و براي اعلان حيات يک فرهنگ و تمدن در بيرون از دروازه‌هاي فرهنگ و تمدن غرب. او انقلاب ايران را اولين انقلابي دانست که پس از انقلاب فرانسه روي داده است. اين انقلاب از ديدگاه فوکو اقتدار اسلام را بار ديگر در ديده جهانيان آشکار مي‌‌ساخت و با اقتدار خود، پيدايش و ظهور تمدني نوين را در عرصه حيات بشري نويد مي‌داد. او از انقلاب ايران، به عنوان يک «انقلاب ديني» نام برده و از ايران به عنوان «روح يک جهان بدون روح» ياد کرده است. با توجه به اين واقعيت، بسيار بديهي است که نظام تمدني غرب از اين تحول سترگ، تهديدي جدي احساس کند و با تمام توان به مقابله و ستيز با ارزش‌ها و بينش‌هاي الهي آن برخيزد. وظيفه ما در پاسداري و نگاهداشت اين رويش تمدني و فرهنگي، وظيفه‌اي جهاني و بزرگ در راستاي حفظ و آبياري درخت تنومندي است که مي‌رود تا از سايه آن جهاني آباد و بهره‌مند گردد. شناخت آفت‌ها و انواع تهديدهاي سخت و نرم اين انقلاب عظيم، مي‌تواند ما را در حفظ اين ميراث گرانقدر ياري و راهنمايي نمايد.

 

ميشل‌ فوکو

سنت الهي؛ آزمايش مؤمنان در فتنه‌هاي تاريخي

ظلمتي گسترده به نام «عصر جاهليت» سرزمين عربستان را فراگرفته بود که بعثت خاتم پيامبران، حضرت محمدs اتفاق افتاد. مردم حجاز به تعبير قرآن مجيد «اُمّي» بودند؛1 بلاذري در اين زمينه مي‌نويسد: «هنگام ظهور اسلام، تنها هفده نفر در قريش و در يثرب(مدينه) يازده نفر در ميان دو قبيله بزرگ اوس و خزرج توانايي خواندن و نوشتن داشتند.»2

در چنين شرايطي، بيشترين مقاومت در برابر دعوت نبي گرامي، از سوي مشرکان مکه و سران قريش انجام مي‌گرفت. در اين زمان مرز مشخصي ميان پيروان آيين اسلام و مخالفان و مشرکان وجود داشت و بيشترين تهديد از سوي پيروان فرهنگ بت‌پرستي صورت مي‌گرفت. همچنين جنگ‌هايي که در زمان حيات پيامبر صورت گرفت، گواه اين ادعاست.

پس از رحلت پيامبر اکرم و گذشت سه دوره غصب ولايت، اميرالمؤمنين عليj عهده‌دار حکومت بر مسلمين شد. در شرايطي که مي‌رفت تا جامعه اسلامي بار ديگر به اصالت الهي خويش بازگردد، مخالفت‌ها و جنگ‌هاي داخلي از سوي هم‌رزمان قبلي و هم‌کيشان کنوني عليه حکومتي که عدالت را بر بي‌عدالتي ترجيح داده بود، آغاز شد و دوره طلايي زمامداري يک معصوم بر جامعه مسلمين در مبارزه با فتنه‌هاي بزرگ و نفس‌گير داخلي به سر آمد تا آنکه حضرتش در محراب شهادت به دست يکي از اين فتنه‌گران به شهادت رسيد. شخصيت‌شناسي و مطالعه زندگي خوارج و ابن‌ملجم مرادي، کليدي راه‌گشا براي شناخت چهره باطل در شرايط مختلف تاريخي را به دست مي‌دهد.

بررسي وقايع تاريخي صدر اسلام و حوادث دردناکي که در دوران حکومت بني‌اميه و بني عباس در جهان اسلام اتفاق افتاد، نشان داد که سنت آزمايش الهي براي همه زمان‌ها برقرار و هيچ‌کس و هيچ دوره‌اي را از اين امتحان گريزي نيست. خداي متعال مي‌فرمايد: «آيا چنين پنداشتيد که (تنها با ادعاي ايمان) وارد بهشت خواهيد شد، در حالي که خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخص نساخته است؟» (آل عمران، آيه 142). قرآن کريم در اين آيه و آيات ديگري بيان فرموده که اظهار اسلام با زبان به تنهايي کافي نيست و براي ورود به بهشت و رسيدن به سعادت ابدي، لازم است که مسلمانان امتحان شوند و راستگويان مجاهد از دروغگويان منافق جدا گردند.

حيدر معصوم -يفرهنگ پوياا:

(ادامه دارد...)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/12/27ساعت 4:54 قبل از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

۲۴ ساعت از زندگی پسرها !؟

۸ صبح: تو رختخواب…..

۹ صبح: یکم وول میخوره  یه لنگه پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز

پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….

۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه (الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)

 ۱۱ صبح: از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)

 ۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه  ۹۹ تا Miss Call و ۱۹۹ تا SMS سرش گیج میره:

 سونیا - روزا- سارا- بهناز - نازی- ژیلا - الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن !!!

اوه باز زنگ میخوره؟ Silent بهترین راه حله! میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

 ۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم  علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنی هـــا! خوشگلم مامانت قربون ابروهای شمشیریت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی)پتو رو میکشه رو سرش) ... ا…مامان!! بزار بخوابم  پاشو دیگه پرتش میکنه

۲ ظهر: ماماااااااااااااان …..ناهار

 ۳ ظهر: مامااااان جورابام کو؟

 ۴ عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟

 ۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی !!! بیشتر برای ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)

 ۶ عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم  نیفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله  بیاد بیرون از کلاس ، خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه  کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته  زشته...(داداش آخه اون که خونه اش ۲ ساعت با ما فاصله است…) امان از این خواهر ها که درد برادرهاشون رو نمی فهمن نمی دونن …

 ۷ عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟

(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید  که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه)  لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …)

۸ غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!

۹ شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..

۱۰ شب: یه مهمونی کوچیک تو کامرانیه خیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…!

۲ شب: مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم  اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/26ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط mec3  | 

واکنش

بسمه تعالی

واکنش : 

 

حین مطالعه نظرات مراجعین محترم وبررسی واکنش برخی به مقاله ای که اینجانب روی وبلاگ قرارداده ام متوجه این موضوع شدم که متاسفانه برخی دچار اشتباه شده ومنظور بنده را وارونه دریافت کرده اند ؛ لذا جادارد که عرض کنم تفکرات من مغایر با هیچ یک از آموزه های عقلی ودینی نیست و هدف از نوشتن چنین مقالاتی صرفا تذکر دادن به اشخاصی است که احساس می کنم ناباورا نه دچار خطا شده اند . ابتدای امر سعی کردم خارج از مسائل جدی و با طنز و مسالمت و گاهی غرور بعضی اشکالات تفکرات مادی گرایانه به زن را مورد انتقاد قرار دهم البته کار به جایی رسید که احساس کردم به جای نظرات منطقی هردو طرف به سمت جنگ و دعوا و مطالب ناموزون در باره ی طرف مقابل در حرکتند . به این نتیجه رسیدم که   هر کس بخواهد باعث برافروختن جنگ میان زنان و مردان شود و کلا نسل بشر در تمام ابعادش بشود و از آن نفع جویی کند سلامتی عقلی وروحی و ایمانی خود را از دست داده است و به وادی جنون پاگذاشته است ؛ در نظر من فمنیسم و بقیه های ایسم های قرن بیستم و بیست ویکم  هرگز نمی تواند مفهوم مقدس تری ا ز دین وشرع داشته باشد البته دین وشرع ومذهبی که از جانب تمام طرفین به درستی درک و اجرا شده باشد و کسی قصد سوءاستفاده از آن را نداشته باشد .  خلاصه اینکه نوشته های زیر می تواندبخشی از آن چیزی باشد که من به دنبال آن هستم و به جد باید بگویم خارج از تمام تعارف ها و مسائل جدلی ، غیر منطقی و انحرافی که گاهی اوقات همه و از جمله شخص خودم به آن مبتلا می شوند ، خواستم تا واقعیت روشن گردد  :

 
 مقام ومنزلت زن در کلام الله مجید :

1- سوره ی مبارکه احزاب ، آیه شریفه ی 35 : « همانا همه ی مردان و زنان مسلمان ، مردان وزنان با ایمان ، مردان و زنان اهل طاعت وعبادت ، مردان وزنان راستگو ، مردان وزنان صابر ، مردان وزنان خداترس ، مردان وزنان خیر خواه ومسکین نواز ، مردان و زنان روزه دار ،

مردان وزنانی که پاکدامنند و مردان وزنانی که خداوند را بسیار یاد می کنند ، برای همه ی آنها خداوند مغفرت و پاداش بزرگ آماده نموده است . »

در امور معنوی هیچ تفاوتی بین مردان وزنان نیست .

2- سوره مبارکه حجرات ، آیه شریفه 13 : « ای مردم ، ما همه ی شما را از زن ومرد آفریدیم و انگاه شعبه های بسیار و فرقه های مختلف گردانیدیم ، تا بدانید اصل ونسب و نژاد ، مایه ی افتخار نیست ، بزرگوارترین شما نزد خدا کسی است که با تقوا تر باشد . خداوند بر کار نیک وبد مردم آگاه است . »

3- سوره مبارکه نحل ، آیه شریفه 97 : « هر کس از مرد وزن ایمان داشته یاشد و عمل صالح انجام بدهد ، به او حیات پاکیزه می بخشیم و پاداش آنها را بهتر از اعمالی که انجام داده اند خواهیم داد .»

4- سوره مبارکه روم  ، آیه شریفه 21 : « و از نشانه های خداوند این است که همسرانی از جنس خود شما برای شنا آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد . در این ، نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند . »

در راین آیه ی شریفه خداوند خلقت زن را در آیات و نشانه های خود دانسته و یاد آور شده که زن باعث محبت ورحمت و سکون وآرامش است . زن ومرد با پیوستن به یکدیگر کامل می شوند و هریک بدون دیگری موجودی ناقص است .

5- - سوره مبارکه قصص آیه شریفه 7 : « ما به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر ده ، و هنگامی که بر او ترسیدی وی را در دیای نیل بیفکن و مترس و غمگین مباش که ما او را به تو باز می گردانیم و او را از رسولان قرار می دهیم . »

6-  - سوره مبارکه  آل عمران  آیه شریفه 45   « به یاد بیاور زمانی را که فرشتگان گفتند : ای مریم ! خداوند تو را به کلمه ای ( وجود با عظمتی ) از طرف خودش بشارت می دهد که نامش مسیح ، عیسی بن مریم است ، در حالی که در این دنیا و جهان دیگر صاحب شخصیت واز مقربان است »

7-- سوره مبارکهتحریم آیه شریفه 11 : « خداوند برای مومنان زن فرعون را نمونه قرار داد هنگامی که گفت : خدایا ، خانه ای در بهشت خودت را برای من بنا کن و مرا از فرعون و کردارش و از قوم ستمکار رهایی ده »

خداوند قصد دارد در این آیه شریفه الگو بودن زنی را برای مردان وزنان مومن نشان دهد و می فرماید : آسیه در شجاعت واز خودگذشتگی نه تنها الگوی همه ی زنان بود بلکه الگوی همه ی مردان مومن هم می باشد . آسیه به تمام زنان ومردان مومن آزاده عالم آموخت که رضای حق تعالی از زندگی کردن در کاخ پادشاهان ، با ان همه تجملات و وسایل رفاه و زر وزور بالاتر است . اونشان داد که انسان نباید ظواهر دنیا فریبش بدهد . بنابر یان زن می تواند الگوی بشریت باشد .

8- سوره مبارکه کوثر :  « ای رسول ما به تو عطای بسیار مانند مقام نبوت ، شفاعت ، کوثر ، حضرت فاطمه سلام الله علیها بخشیدیم پس تو هم به شکرانه ی این نعمتها نماز بگذار وقربانی کن ، بدرستی که دشمنت بی دنباله وبی فرزند می ماند . »

 سخنی از پیامبر گرانقدر : بهترین شما در درگاه الهی کسانی هستند که با زنان ودخترانش ، برخورد نیکو داشته باشد و من در بین شما بهترین برخورد را با خانواده ام دارم . ( وسائل الشیعه ج 14 ص 122 )

اما صادق (ع) : اگر مرد همسرش را بیازارد خداوند نماز او را نمی پذیرد و پاداش وحسنه ای برای عملش به او نمی دهد ، او اولین کسی است که داخل جهنم     می شود .

امام خمینی ( ره ) : مردان ا ز دا مان زنان ا ست که  به معراج می روند .

زنان نمونه تاریخ

  1. همسر حزبیل نجار : این زن در زمان پیامبری حضرت موسی (ع) ایمان آورد و به خاطر پایداری در ایمانش ، فرعون او را  همراه فرزندانش در آتش سوزاند .
  2. همسر حضرت ایوب (ع) : سالها رنج ومشقت را در کنار حضرت ایوب تحمل نمود و همواره همراه ایشان در سختی ها بودند خداوند او را گرامی داشت واز او فرزندان صالحی به ایوب (ع) بخشید .
  3. حضرت خدیجه (س) : با اینکه یک مسیحی ثروتمند بود . با قلبی مطمئن به پیامبر خدا ایمان آورد و تمام ثروتش را در راه تبلیغ اسلام بخشید .
  4. حضرت زهرا (س) : در معنویت و ایمان کسی در عالم امکان همتای ایشان نیست . دخت دلبند پیامبر گرامی اسلام ، ام ابیها ، چشمه ی جاویدان  کوثر ، یار ویاور امیر المومنین حضرت علی (ع) ، مادر ائمه معصومین (ع) و خدا می داند انچه را ما در باره ی او نمی دانیم .
  5. سمیه اولین زن شهید .
  6. فاطمه بنت اسد (س) : مادر بی همتا مردی چون علی ابن ابی طالب (ع) ، تنها زنی که فرزندش را در کعبه به دنیا آورد . کسی که به گفته پیامبر (ص) چهل صف از فرشتگان بر پیکر مطهرش نماز گذاردند .
  7. خنساء مادر چهار شهید : زنی هنر پرورده و هنر مند ، مبلغ اسلام .
  8. ام البنین (س) ، مادر چهار شهید : همسر حضرت علی (ع) ، چهار فرزند ایشان در واقعه کربلا به همراه برادرشان حضرت سید الشهدا (ع) به شهادت رسیدند .
  9. حضرت زینب (س) ، اسوه ی صبر واستقامت : شیر زنی که تاریخ مانند او به خود ندید ، در بحرانی ترین شرایط ممکن با ایمان و اراده اش کاخ ظلم را بر سر صاحبانش خراب کرد . با وجود تمام مصیبت ها ذره ای مواضع دلاورانه اش کوتاه نیامد و حق معرفت اهل بیت را به ما آموخت .

 حال جای تفکر وتعقل دارد که آیا اگر چنین زنانی با این میزان ایمان واراده نبودند ، آیا تاریخ مردان بزرگ و مقتدر خود را به فراموشی نمی سپرد ؟

آیا در جامعه ی ما و یا هر جامعه ی دیگری اگر چنین  زنانی نباشند و یا حضور کمرنگی در تربیت نسلها داشته باشند ما میتوانیم به نسل بشر که به درستی تربیت نشده و دچار مشکلات فراوانی است افتخار کنیم ؟

آیا ا سلام حقیقی - ونه تحریفی ودلخوا ه ما -  بیشترین ارزشها و بهترین منزلت ها را برای زنان در نظر نگرفته ا ست ؟ آیا ما به بن بست رسیده ایم ، آیا  ریسمان الهی و غیبی را که با نور ایمان درقلب های ما محکم می شو د  گم کرده ایم که به دا مان کثیف چنین ایسم هایی چنگ می زنیم ؟

 حرف ما یک چیز بوده وهست چه زن وچه مرد ، باید مطیع ا وا مر شرع الهی باشند ، آنچه او می خواهد قطعا مفید ا ست . چه بسا ما نخواهیم یا نفهمیم ولی امری برای ما خیر یا شر باشد ! مردان وزنان مسلمان باید به فکر احیای واقعیت ها وارزش های دینی وشرعی وعقلی باشند . زنان و مردان که وجود هایی عمیقا وابسته به یکدیگر دارند باید به درستی وبدون خودخواهی بیجا وبا توسل به عقل وایمان و شرع  روابط وضوابط خود را تنظیم و تقسیم نمایند .             والسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/26ساعت 5:53 قبل از ظهر  توسط عليزاده  | 

شب اول قبر بعضي ها!

شب اول قبر بعضي ها!


نکیر: ما اسمک؟

-شیخ بی سواد.

نکیر: ما لقبک نه، پرسیدم؛ ما اسمک؟

-به شما که عرض کنم؛ من چقدر وقت دارم؟

نکیر: دیگه هیچ وقتی نداری. گفتم؛ ما اسمک؟

-به شما كه عرض كنم العربيه برمي گرده به دول نه به خليج،من از عربي همينو بلدم كه اونم محمود بهم ياد داد!، اگه می شه فارسی بپرسین.

نکیر: ما دینک؟

-منم همینطور.شما خوبيد؟

نکیر: ما امامک؟

-امامعلی رحمانف! به شما که عرض کنم؛ بازجوهای جمهوری اسلامی مهربون تر بودنا. چقدر از وقتم مونده؟

نکیر: ما کتابک؟

-ملتفت نشدم؛ شما چی؟!

نکیر: منکر! من میرم سراغ اون دوتای دیگه. این با تو.

منکر: ما اسمک؟

-نوش جان، من "اسنک" دوست ندارم!

منکر: نکیر جان، اون دوتای دیگه با من. این یکی رو خودت سئوال جواب کنی، بهتره!

نکیر: من حاضرم از صد تا مرده، سین جیم کنم؛ این یکی اما با خودت.

منکر: پرسیدم؛ ما اسمک؟ ببین؛ اسم من منکره، اسم تو چیه؟

-اينو كه نن جون منم مي دونه!، اسم منم نوکره.

منکر: نوکر کی؟

-نوکر شما.

منکر: اما تو پرونده تون اومده که شما نوکر اجانب بودید؟

-حالا مشکلی نیست؛ به شما که عرض کنم؛ یه ذره من کوتاه میام، یه ذره هم شما کوتاه بیا، با میانجیگری اختلافات رو حل کنیم!

منکر: الان که فرستادمت جهنم، اختلافاتمون حل میشه.

-من کلا هیچی وقت ندارم مثل اینکه!

منکر: بگو ببینم؛ ما کتابک؟

-به شما که عرض کنم؛ این که پرسیدی یعنی چی؟

منکر: یعنی به چه حقی قرآن را به رساله حقوق بشر اسرائیلی ها فروختی؟

-این یکی رو "باقی" کرد تو پاچم!

منکر: الکی برای چی تهمت تقلب زدی؟

-اون دو تای دیگه کردن تو پاچم.

منکر: این پولا رو از کجا آورده بودی؟ اینو کی کرد تو پاچت؟

-به شما که عرض کنم؛ اینو "شهرام" کرد تو پاچم. البته به شما که عرض کنم...

منکر: دیگه نمی خواد عرض کنی، وقتتونم دیگه تمومه. پاشو ببرمت جهنم.

-به شما كه عرض كنم،من مدرك دارم كه شما برادران جهنمي ما رو شكنجه مي كني!

_منكر: خوب بله!...كه چي؟

_تازه به من خبر دادن عده اي از اين عزيزان آزادي خواه رو مورد آذار و اذيت جنسي قرار مي ديد

_منكر: قضيه ميله ي داغ و ...مال بعضي هاست،خوب حالا منظورت چيه؟

_من از شما شكايت مي كنم!

_ببين داداش!...اينجا نه بي بي سي فارسي داريم و نه صداي آمريكا ،اينجا فقط يه پرونده داريم با دوتا علامت!...مثبت و منفي. افتاد؟

_چي افتاد؟

منكر : پاشو...پاشو بريم جهنم دير شد

_آخ!

منکر: چی شد؟

-به شما که عرض کنم؛ کله ام خورد به سنگ لحد!

قطعه ی 26

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/26ساعت 5:30 قبل از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

اعترافات تكان دهنده برادر » بچه محل«

اعترافات تكان دهنده عزيز دلمان برادر »بچه محل!«


_ فرض كنيد روز دوشنبه است و ابراهيم جان كه حكم برادر بزرگتر بنده رو داره سر كلاس حسابداري نشسته و هي اين ور و اونور رو نگاه مي كنه تا ببينه من اومدم سر كلاس يا نه!...بنده هم از چهارشنبه هفته قبلش در دانشگاه رويت نشدم!

بله!...طبق معمول ايندفعه هم نيستم!


_ ابراهيم مي دونه كه من ساعت بعدش هم با دكتر صباحي كلاس دارم و همه مي دونن كه غيبت سر كلاس دكتر صباحي تنها به دو دليل موجه حساب مي شه:1_زير تريلي رفته باشي! 2_روي تخت بيمارستان لالا كرده باشي!

ابراهيم مي آد جلوي در كلاس و مي بينه كه باز هم نيستم


_ گوشيش رو در مي آره و شماره منو مي گيره....بيبببب...بيييببب...

به بيييب سوم نرسيده تماس قطع مي شه (رد تماس مي دم!)

چند دقيقه اي مي گذره و دوباره شمارمو مي گيره...

اين بار با اولين بوق قطع مي شه!


_ ابراهيم حسابي كفري مي شه...مي ره توي مسيجهاش و چندتا اس ام اس فحش بالاي 18 سال برام مي فرسته!

بلافاصله پاسخ اس ام اسش مي آد:

salam dadash!...sharmande.nemitunam javab bedam. kare mohemi dashti?...plz zang nazan! sms bede

ابراهيم جواب مي ده :

واسه چي؟؟؟ اتفاقي افتاده؟چرا دانشگاه نيومدي؟

پاسخش مي آد:

na jigar...etefagh khasi nis.emruz kolan nemitunam biam...kelas bad az zohr ham re te te...


_ ابراهيم به اتفاق همراهان به اين قضيه شك مي كنن!!!


_ شب ابراهيم دوباره زنگ مي زنه

گوشي رو برميدارم:

الو سلام ابراهيم جان،من الان نمي تونم جواب بدم آخر شب خودم بهت زنگ مي زنم(حالا يك صداي آهنگ بلندي هم داره طرف من پخش مي شه!)

ابراهيم:باشه...خداحافظ!


_ آخر شب به ابراهيم زنگ مي زنم:

الو...سلام، چطوري؟خوبي؟

ابراهيم:

سلام و درد ،سلام و كوفت!...چرا چند روزه دانشگاه نمي آي!

من :

اِ...بله!...

ابراهيم :

جدا واسه چي نمي آي دانشگاه؟زنگ هم كه مي زنم اصلا جواب نمي دي!

حامد:

عجب هوايي شده امروز!

ابراهيم:

(كمي مكث مي كند)...مرگ!

حامد:

چه خبر؟

ابراهيم:......................


_ روز بعدش برادر بچه محل توي يكي از مطالب نظري نوشت و به خاطر به جا اوردن سنت پيغمبر به بنده تبريكگفت. بعد اون هم چندتا كامنت تبريك از طرف خانمها ضميمش گرديد و... شد آنچه كه شد!


خلاصه اينجوري بود كه دوستان از اين غيبت هاي بنده سوء استفاده ها نمودند و تمام شرارتها و هيجانات سركوب شده دوران كودكي و نوجواني رو با شوخي هاي خركي دوره جواني در هم آميختند و سر بنده خالي نمودند!


متن زير اعترافاتي است كه چند روز پيش بچه محل از طريق ايميل براي من ارسال كرد!




متن نامه:


با سلام وعرض تبریک پیشاپیش به مناسبت سال نو ؛

حامد عزیزو گرامی امیدوارم حالت خوب باشد و در پناه خدا روزگار خوشی داشته باشی ؛

غرض از مزاحمت اینکه خواستم از اینکه جنا بعا لی را سپر بلای خود قرار دادم ابراز تا سف وندامت کنم . راستش را بخواهی مد تی بود که در این اندیشه سیر می کردم که اگر روز و روز گاری خواستم تاهل برگزینم چگونه از پس مخارج سر سام آور تهیه ی مقولات آن برای همقطا را ن بر آیم ؟ به این نتیجه رسیدم که باید آسمان را شکافت وطرحی نو در انداخت ! و یکی را جلو انداخت و او را سپر تیر بلا ی خلق کرد . این فکر به ذهنم خطور کرد که با پراکنده کردن سخنا نی در رابطه با پروژه ی شما علاج واقعه قبل از وقوع کنم از این رو نقشه ای که در سر داشتم را اجرایی نمودم وبا عنایت به غیبت ها و سکوت به موقع شما دوست گرامی نقشه ام به ثمر دلخواه رسید و همگا ن پس از رسوا یی ما در نشر اکا ذیب مطمئن شدند که یک روده ی راست در شکم ما نیست و ما ییم چوپا نا ن دروغگوی زما نه ! به همین دلیل حتی اگر من یک موقعی به امید خدا دست از پا خطا کردم و رفتم به سمت اجرای سنت های دیرینه و حسنه ، کسی دیگرحتی این حرف وحدیث ها را از ما باور نمی کند چه برسد به اینکه بخواهد از ما مخارج بگیرد . حالا نه اینکه الآن این کار را کرده با شم و نخواهم خرج بدهم نه ! فکر و نقشه ی من مربوط به سال های بعد می شود و فقط می خواستم از بابت سخنان ا طرا فیا نم که امکان دارد موقعی پس از آن رخداد بخواهد موضوع را منتشر کنند و از من خرج بگیرند مطمئن شوم ! البته این نامه را فرستادم تا ضمن تشکر و عرض ارادت مجدد ، بعضی حقایق تلخ را روشن ساخته و برای همه طلب نیک بختی وعاقبت به خیری ومغفرت نمایم . ان شا ء الله بعد از ایام نوروز که آب ها از آسیا ب بیفتا د یکدیگر را ملا قا ت نما ییم . این نامه ای بود از جانب یک بچه محل - مو فق باشی

__________________________________________________________________


به روز گار نوشتم خطي ز يك رنگي به روز گار نديدم رفيق يك رنگي
صائب چه اعتبار به اخوان روزگار؟ يوسف به ريسمان برادر به چاه رفت
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/12/25ساعت 4:33 قبل از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

داستان رژ لب زنانه و الاغ‌هاي باردار

داستان رژ لب زنانه و الاغ‌هاي باردار


به گزارش جهان ؛ تلاش زنان در همه سال‌هاي عمر خود براي زيباتر و دلفريب ‌تر شدن، پيشينه‌اي به درازاي تاريخ دارد. اين وسواس حتي به قيمت آسيب‌هاي جسمي مختلف، ابتلا به بيماري‌هاي مرگبار و حتي مرگ نيز تمام مي‌شده است.
 
بانوي نويسنده اين مقاله با اشاره به وجود انواع مواد شيميايي و خطرناک نظير جيوه و سرب و آلومينيوم، اسيدهاي مختلف و غيره، و بروز بيماري‌هاي گوناگون در ميان استفاده‌کنندگان از اين محصولات که در سايه تبليغات رسانه‌هاي ما در حال گسترش دامنه مخاطبان خود است، يادآوري مي‌کند که هيچ راه‌حلي نمي‌تواند به اندازه لبخند زدن، چهره ما را زيبا و دلفريب کند.

از آغازين روزهاي تاريخ زندگي انسان‌ها، زنان تلاش مي‌کرده‌اند تا بيشترين حد ممکن، زيبا باشند. از روزگار کلئوپاترا که در شير الاغ استحمام مي‌کرد تا عصر پيشرفته کنوني و تزريق مواد آرايشي به زير پوست گونه‌هاي زنان، به نظر مي‌رسد که آنان با صرف هر مقدار زمان و هزينه ممکن، به دنبال دستيابي به اکسير جواني و زيبايي هستند، حتي اگر اين کار به مرگشان منتهي شود!

آيا شما مي‌دانيد که در قرن 17 ميلادي، زنان براي سفيد شدن پوست صورت خود از کرم‌ها و پودرهاي حاوي جيوه، سرب و گل سفيد بهره مي‌بردند که اين کار در پاره‌اي از موارد به بهاي سکته قلبي و يا مرگ تمام مي‌شد؟


(بقيه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/12/24ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

24ساعت از زندگی دخترا


24ساعت از زندگی دخترا



5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز آنقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!


+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/12/24ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

فمنیسیم چه می گوید ؟ چه می خواهد ؟

از نظر تفکرات اسلامی مرد و زن در انسانیت مساویند وتنها تقوا و ایمانشان می تواند باعث تفاوت آندو شود . همه بدانند که تفاوت دو چیز مطلقا به معنای برتری یکی بر دیگری نمی تواند باشد و گاه اوقاتی هست که تمایز ها فقط یک پندار ذهنی است و القا شده از جانب دیگرانی است که معیار های نادرستی برای مقایسه ی مردان وزنان دارند . اما از آنهایی که می گویند ما خواستار آزادی وبرابری زنان در مقابل مردان هستیم ! حرف ها انگار مال خودشان نیست ، بله مال دیگران است وفقط از دهان مبارک ایشان برون می تراود . شاید بدون اینکه به درستی در مفهوم وبنیاد این نوع خواسته های دیگران فکر کرده باشند آن هم فکری سنگین ودقیق ، این جنبش به اصطلاح فمنیستی می گوید: من زاده ی فکر یک عده غربی از خدا بی خبر و بت پرست مدرن زاده هستم ! می گوید من می گویم زنان را آزاد بگذارید به حال خودشان باشند تا منِ غربی و شیطان پرست بتوانم هر راهی دلم خواست پیش پایش بگذارم وتوی هر گند وکثافت و باتلاقی که خواستم بیندازمش ، هرچه خواستم به اسم زینت و زیبایی به تنش آویز کنم . او را هر روز دلباخته و مفتون هنر نمایی های شگفت خویش کنم . ا سباب و وسایل تجملی را به نام مُد بر او تحمیل کنم . از راه هرزه گری وفساد اخلاقی بنیه وفکر اختلالات اجتماعی را بوجود آورم که برای بقایی خودم به آن ها نیاز مندم ، بنیاد خانواده ای را نابود سازم که دشمنِ من و راه ترقی وتعالی من است . از نسل شوم حرامزادگانِ حیوان صفت ودرنده خوی و حشی ، که متولد چنین اوضاعی هستند لشکری وارتشی را برای نابودی هر آنکس با من در ستیز ایدئولوژیکی و فیزیکی است ببرم و جهان با خدا را جهنم و جهان بدون او را بهشت جلوه دهم ! آری منم آنکه شعار هایم را با خون بی گناهان رنگین می سازم تا هر انکس که از خود و از تفکرات متعالی اش غفلت ورزید در دام من افتد .

راستش نمی دانم این جنبش از چه زمانی اسماً شروع به فعالیت کرد امّا می دانم فعالیت رسمی اش را از ظهور تمدن به اصطلاح لیبرال شروع به حیات کرد . از زمانی که جان استوارت میل خواستار آزادی بیشتر برای زنان جامعه انگلستان شد و از زمانی که با بررسی تاریخ زنان متوجه این نکته شدند که زن وسیله ی خوبی برای خیلی از اهداف می تواند باشد . این را آنها از تاریخ آموختند از آن قسمت هایی که می گفت کاری که شیطان هم از انجامش عاجز است زن به راحتی انجام می دهد ! از داخل همان ضرب المثل های عامیانه خودشان این را فهمیدند که ما می بینیم چقدر زیادند نسبت های زشت وشیطانی دادن به زنان حتی انجا که کلیسا حکم داد که غیر از حضرت مریم (س) سایر زنان پلیدند ! شیطانند ، نجسند !!! حال انکه امروزه همان ها که اجدادشان حقارت زنان را این چنین می پنداشتند تغییر مسیر داده و راه جدیدی برای نابودی زنان در پیش گرفته اند می گویند : فمنیسم آمده تا حقوق از دست رفته ی زنان جامعه ی غربی را باز یابد ! حا ل آنکه این بنگاه فکری و بنیان گزارانش خود توسط همان عده ای که به آنها اشاره رفت ، اداره و تجهیز می شوند ! چرا اینگونه ؟ چون با این حیله می توانستند زنانی را که خودشان خرد و بی ارزش کرده بودند و آنها را تا مرز طغیان اجتماعی پیش برده بودند ، احیا روحی وفکری بکنند و به نفع آمال و آرزو های خودشان رام کنند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/23ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط عليزاده  | 

امواج ضاله

بسمه تعالی

با عنایت به زیغ وقت برای مراجعین محترم  سعی شده به  بخشی از کتاب ارزشمند فرهنگ مهاجم ، فرهنگ مولد در همین چند خط اشاره ی مختصری بشود . بسیار نیکوست  دوستانی که مایلند بیشتر در بخش فرهنگ و هنر سیر نمایند به این کتاب مراجعتی داشته باشند . با تشکر

 

مختصات عصر امواج ضاله ! *

عصر کنونی ، عصری است که امواج را به جای کتب در خدمت خویش قرار داده است . اکنون ما به جای کتب ضاله ، با امواج ضاله مواجه شده ایم . برخی از خصوصیات چنین پدیده ای ، اینگونه است :

- مرزهای جغرافیایی وکشوری را در هم می شکنند.

- از مرز های خانوادگی عبور کرده و به درون زندگی وارد می شوند .

- در و دیوارنمی شناسند و باز وبسته بودن در ها مانع و رادع آن برای ورود به ا ندرونی و نهانخا نه و مجلس و قرنطینه نیست .

- گیرنده ها و وسائل کوچک وکم حجم ، راهها و روزنه های سهل العبور برای امواج است .

- با توسعه وپیچیدگی و پیشرفت تکنولوژی ، هر روز بیشتر از روز گذشته امکان تماس و نفوذ و در دسترس عموم بودن را پیدا می کند .

- عاملان و فاعلان چنین ورود و نفوذی را همواره در همسایگی ونزدیکی مرز های خویش نمی توان سراغ گرفت تا دفع سریع و ساده ی امواج قاره پیما میسر باشد .

- و ...

... در مقام مقایسه میان کتب و امواج ضاله  ، به تفاوت هایی که هست ، می توان اینگونه اشارت کرد :

-         کتاب مخصوصا در قرون قبل از ظهور صنعت چاپ به سادگی قابل کنترل بوده است .

-         در هر شهر ، استنساخ کنندگان محدود و مشخصی بوده ا ند.

-         کتب دست نوشته ا ندک بوده ا ست .

-         شهر ها در حصار خویش محصور و محبوس بوده ا ند .

-         ارتباطات و حمل ونقل و راه های ارتبا طی اندک وضعیف بوده است .

-         کتاب و هر کالای مادی یا فرهنگی و علمی در ورودی شهر ها از مجرای تصفیه و بازرسی عبور می کرد .

-         حمل کتب وپنهان کردن آنها با توجه به تعداد و حجم و وزن ، دشوار بوده است .

-         پاسخگویی و شرح نویسی و نگارش ردیه و جوابیه و یا گزینش و حذف بخش هایی از مطالب به آسانی صورت می گرفت .

-         و...

اما امروز - چه این واقعیت خوشایند و چه ناخوشایند کسان باشد به هر حال امواج ضاله را نمی توان به آسانی و برای همیشه تحت اختیار و انتخاب و گزینش قرار داد .

منبع* : فرهنگ مهاجم ، فرهنگ مولد جلال رفیع

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/23ساعت 6:17 قبل از ظهر  توسط عليزاده  | 

«سيا»، «موساد» و «MI6» تا اين اندازه ناشي و كودن نيستند؟

مثلث ببرهاي كاغذي به روايت حسين شريعتمداري... !


1- آن روزها- اولين سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي- اين سوال در ميان بود كه شاه فراري و از سلطنت عزل شده براي مقامات آمريكايي چه اهميتي دارد كه دست از حمايت او برنمي دارند و اگرچه او را به كشور خود راه نمي دهند و از مرگ وي نيز استقبال مي كنند ولي كماكان بر وفاداري خود به او اصرار مي ورزند؟! اين در حالي بود كه آمريكا مي توانست با تحويل اين مهره سوخته و بي مصرف به ايران اسلامي و يا، دستكم با دست كشيدن از حمايت ظاهري او، زمينه مناسبي براي تلطيف رابطه خود با جمهوري اسلامي ايران فراهم آورد و... اما، چرا چنين نكرد؟ و تا پايان عمر آن جرثومه فساد و تباهي به حمايت-هر چند ظاهري- از او ادامه داد؟! پاسخ اين سوال در همان روزها نيز دشوار نبود.
آمريكا در منطقه خاورميانه و ساير نقاط جهان، مهره هاي دست نشانده ديگري هم داشت كه اگر از حمايت شاه دست برمي داشت، اعتماد آن مهره هاي دست نشانده نظير انورسادات در مصر، ملك خالد در عربستان، شاه حسين در اردن و... را از دست مي داد و افزون بر اين، براي شكار مهره هاي ديگر نيز با دشواري عدم اعتماد آنها به حمايت آمريكا روبرو مي شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/23ساعت 5:48 قبل از ظهر  توسط حامد عارفي  | 

24ساعت زندگی ایرانی

ساعت 8 صبح: درگیری در خیابان، ترافیک سنگین، مچاله شدن اعصاب

ساعت 9 صبح: خمیازه کشیدن در اتاق کار اداره

ساعت 10 صبح: دعوا در شورای شهر و مجلس

ساعت 11 صبح: دریافت احضاریه برای حضور در دادگاه

ساعت 12 ظهر: انتشار روزنامه .... آبروریزی از شهروندان

ساعت 1 بعد از ظهر: ناهار نماز غیبت

ساعت 2 بعد از ظهر: شنیدن اخبار فجایع از صدا و سیما

ساعت 3 بعد از ظهر: جلسه مطبوعاتی جبهه مشارکت تهدید به خروج از حاکمیت

ساعت 4 بعدازظهر: پایان كار اداری، همه از هشت ساعت بیكاری خسته اند.

ساعت 5 بعدازظهر: آغاز ترافیك سنگین در شهر، لندكروزها می آیند.

ساعت 6 بعدازظهر: مردم به سینما می روند تا فیلمهای عشقی- سیاسی نگاه كنند.

ساعت7 بعدازظهر: اوج ترافیك در بزرگراه، فحش مادر خواهر رانندگان محترم به همدیگر.

ساعت 8 بعدازظهر: اوپدیس بازی توسط جوانان محترم در خیابان، بانوان محترمه در خیابان منتظر هستند.

ساعت 9 شب: مروری بر اخبار فجایع روزانه از صدا سیما.

ساعت 10 شب: پخش اعترافات و افشاگری، مجادله و مناظره.

ساعت 11 شب: تماشای فیلم از ماهواره، كارمندان می خوابند.

ساعت 12 شب: هجوم به اینترنت، جوانان چت می كنند.

ساعت 1 نیمه شب: ترافیك دربزرگراهها كمی سبك می شود.

ساعت 2 نیمه شب: ترافیك درچت رومهای ایرانی.

ساعت 3 نیمه شب: خمیازه پشت كامپیوتر، جوانان می خوابند.

ساعت 4 نیمه شب: صدای ریختن آهن در خیابان برای خانه هایی كه دایما در حال ساخت هستند.

ساعت 5 صبح: خوشبختانه همه خوابیده اند.

ساعت 6 صبح: ماهواره ها برنامه كودك را شروع كردند.جیش، بوس، لالا.آخرین مشتریان تهاجم فرهنگی می خوابند.

ساعت 7 صبح: مستكبران می روند كه بخوابند، مستضعفان بیدار می شوند...... 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/22ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط mec3  |