دیروز داشتم چند تا کتاب میخوندم واسه کنفرانس درس اندیشه اسلامی که درباره معاده. من باید برم توی کلاس و معاد رو برای دوستانم اثبات کنم. روز قیامت و رستاخیز و حسابرسی به اعمال و ... و بیهوده و عبس نبودن خلقت رو برای دوستانم اثبات کنم و بگم:

آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده ایم، و به سوی ما باز نمی گردید؟! (مومنون ۱۱۵)

اما واقعا این موضوع رو ما نمیدونیم؟ یعنی واقعا نمی فهمیم و نمی دونیم که آخرتی هم هست؟ روز جزایی هم هست؟ حساب و کتابی هم قراره بشه؟

توی فلسفه خوندیم که انکار شیء نیازمند اثبات آن است. ابتدا باید مصداقش در ذهن باشد تا بتوان آنرا انکار کرد! (بحث حقیقت و واقعیت نیست) پس کسانی که خدا و قیامت و معاد رو انکار می کنن دیگه جزء کفار فسیل شده به حساب میان! توی دنیای امروز دیگه کسی پیدا نمیشه که واقعا نتونه بفهمه و به خودش ثابت کنه وجود خدا و معاد رو! با این نتیجه کفار و بی دینان واقعی (منظور غیر خدا پرستان) رو کنار میذارم و میرم سراغ خودمون. همین مسلمون ها. همین ماها که مسلمان نما هستیم و خدا میدونه ایمانمون چقدر خلوص داره و ...

با خودمون هستم:

ای کسانی که ایمان آوردید! چرا ؟؟

چرا با وجود علم به آخرت و بازگشت و معاد، و با وجود احکام و قوانین صریح و روشن و واضح (ترادف نشانه تاکید است) اسلامی، باز هم ،و باز هم ،و باز هم...

گناه می کنیم؟

الم یعلم بأن الله یری...آیا میدانی که خدا تو را می بیند؟

انقدر گناه کردیم و گناه کردند که قبحش ریخته و دیگه کسی خیلی از کارهای حروم رو اصلا گناه نمیدونه! حالا فکرش رو بکن مکروهات الان چه جایگاهی داره!!!!

کافیه یکم به دور و برم نگاه کنم و ببینم روزانه چقدر گناه میکنم و اصلا اونا رو گناه نمیدونم!!!

کوچکترین مثالش: غیبت کردنه! که هممون فکر میکنیم حتما باید پشت سر طرف فحش و ناسزا بگیم و ازش یه خونخوار و کافر بی دین بسازیم که غیبتمون قبول (!) بشه!!!

بابا... مسلمون! تا کجا میخوای پیش بری؟ تا کجا؟ و تا کی میخوای اسم مسلم رو دنبال خودت یدک بکشی و خواسته و ناخواسته آبروی اسلام رو ببری؟ اصلا آبروی خودت...و آبروی آدم ابو البشر!

کافیه یک بار و به معنای واقعی به خودت قول بدی که :

اشهد ان لا اله الا الله   اشهد ان محمد(ص) رسول الله   و   اشهد ان علی(ع) ولی الله

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

پسا نگاشت: هر وقت کتابهای استاد مطهری رو میخونم ، از خودم خجالت میکشم و میسوزم و... نمیتونم بسازم!یعنی سازش با سوزاندن دل صاحب زمان(عج) را نمی توانم! (به یاد شعار های قدیممون افتادم: دانشجو میمیرد، سازش نمیپذیرد! ولی ربطی نداشت! )