پیروزی هوگو چاوز در انتخابات ونزوئلا

انتخابات ونزوئلا و پیروزی هوگو چاوز!/ کارتون: محمد علی رجبی

 انتخابات مجلس نهم ایران / 12/12/90

معرفی جبهه پایداری_بخش دوم

حمايت صريح علامه مصباح يزدي از جبهه‌پايداري در مقابل ماشين شايعه‌سازي


جبهه پايداري را بر ساير گروه‌هاي سياسي ترجيح مي‌دهم و نسبت به ليست جبهه هم انتقادي نداشته‌ام


در پي انتشار برخي از شايعات به‌ويژه اظهارات روز گذشته آقاي كازروني كه مدعي شده بود "آیت‌الله مصباح در حال تهیه بیانیه‌ای برای اعلام عدم حمایت از همه کاندیداهای پایداری بودند که اعضای جبهه پایداری رفتند و التماس کردند و جلوی این کار را گرفتند"، از علامه مصباح در اين زمينه مجدداً سؤال شد كه ايشان تأكيد كردند: "اينجانب جبهه پايداري را بر ساير گروه‌هاي سياسي ترجيح مي‌دهم و نسبت به ليست جبهه هم انتقادي نداشته‌ام"

به گزارش رجانيوز، در حالي‌كه برخي از اعضاي جبهه پايداري تاكنون بارها سابقه شكل‌گيري جبهه پايداري و تشويق علماي بزرگي مانند آيت‌الله مصباح و آيت‌الله خوشوقت براي آغاز اين حركت گفتماني و در ادامه نظارت عاليه‌ي علما بر اين حركت را بيان كرده‌اند و آيت‌الله مصباح نيز در همايش اعلام موجوديت اين جبهه به‌عنوان سخنران ويژه حاضر شد و به‌صراحت تأكيد كرد كه جبهه پايداري شناخت و دل‌بستگي بيشتري به ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي نسبت به ساير اصول‌گرايان دارد و به همين جهت، ايشان خود را عضوي از اين جبهه مي‌داند، اما برخي از شخصيت‌هاي اصول‌گرا كه گويا اين بيانات و تأييدات صريح را نشانه‌ي فقر گفتماني و حركت سياسي خود احساس مي‌كنند، در طول ماه‌هاي گذشته اقدام به پمپاژ شايعاتي مانند بي‌ارتباط بودن آيت‌الله مصباح با جبهه پايداري كرده و در روزهاي گذشته نيز بر حجم ادعاهاي خود افزودند.

ديدارهاي مستمر اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري با آيت‌الله مصباح و همچنين ديدارها و گزارش‌هاي هفتگي حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر آقاتهراني با اين عالم فرزانه نيز موجب نشد كه شايعه‌سازان به اين روند خاتمه دهند.

در اين شرايط، حجت‌الاسلام آقاتهراني دو شب قبل در سخنراني خود در مسجد حضرت موسي ابن جعفر عليه السلام تهران به صراحت نقل قولي از آيت‌الله مصباح را مطرح كرد، مبني بر اينكه ايشان پس از ملاحظه ليست جبهه پايداري فرمودند كه "رعايت ضوابط شرعی و اصول انقلاب در انتخاب کاندیداهای جبهه پايداري ستودني است".

(بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

معرفی جبهه پایداری_بخش اول

انتقاد از معامله‌گري‌هاي سياسي مجلس هشتم/ نمي‌توانيم با جبهه‌اي كه از ليبرال‌ترين تا بسته‌ترين تفكرات اقتصادي در آن هست، ائتلاف كنيم


دومين همايش جبهه پايداري هرمزگان با حضور لنكراني +عكس


دكتر کامران باقری لنکرانی در دومین همایش جبهه پایداری استان هرمزگان با یادآوری وضعیت بحرانی جهان غرب، بیان داشت: بحران جهان غرب از سال 2001 و پس از حضور نظامی امریکا در افغانستان آغاز شد و پس از آن با کشته شدن بیش از یک میلیون و 400 هزار نفر از مردم عراق طی سال‏های حضور نظامی آمریکا در این کشور ادعای آزاد اندیشی و احترام به حقوق بشر مستکبران غرب فرو ریخت.

وی ادامه داد: آبروی اقتصادی، تنها آبروی باقی مانده برای غربی‏ها بود که پس از ایجاد بحران اقتصادی، دیگر هیچ آبرویی برای جهان غرب در دنیا باقی نمانده است.

سخنگوی جبهه پایداری با اشاره به تهاجم‌هاي دولت‏های غربی به ایران، اظهار داشت: بی‏آبرویی، دلیل اصلی تهاجم‌هاي غرب به دیگر کشورهاست و در این میان جمهوری اسلامی ایران که در حال حاضر به الگویی الهام بخش برای سایر کشورها تبدیل شده در کانون تهاجمات مختلف مستکبران غرب قرار گرفته است.

وي به تلاش غرب برای لطمه زدن به انتخابات مجلس اشاره کرد و افزود: غربی‏ها در حال حاضر تلاش می‏کنند تا در ابتدا استقبال مردم ایران در انتخابات مجلس را کاهش دهند و پس از اعلام نتایج نیز فضای کشور را نا امن و پر از کدورت میان نامزدها جلوه دهند و ما باید با حضور پرشور خود در انتخابات و همچنین جلوگیری از کدورت‏ها دشمن را از رسیدن به اهداف خود نا امید کنیم.

وی در ادامه با بیان اینکه بخش عمده وقت مجلس برای دعواهای سیاسی تلف می‏شود، تصریح کرد: طی هشت دوره گذشته بخش زیادی از وقت مجلس برای درگیری‏های سیاسی تلف شده كه مردم از اين درگيري‌ها و تنش‌ها ناراحت مي‌شوند، اما در مجلس نهم باید این مشکل رفع شود، چرا که مشکلات کشور با چنین شکلی از بین نخواهد رفت.

وقت مجلس را به‏جای کارهای مردم به خود اختصاص دادند

(بقیه در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

از اصولگرایی واقعی تا اصولگرایی شعاری

جدول مقایسه بین دو مسلک سیاسی (برگرفته از سایت مطالبه):

خواهر فائزه هاشمی! احسنت بر دل دریایی شما

خواهر فائزه هاشمی! احسنت بر دل دریایی شما
کجای دنیا آدم علیه میراث پدری اش اقدام می کند که شما بکنید؟ انصافا عجب صبری خدا به شما داده... این همه ظلم را می بینید باز هم بزرگوارانه به وطن فروشیتان ادامه می دهید... کاش همه مانند شما ثابت قدم بودند!

به گزارش جهان نویسنده وبلاگ بهای وصل تو گر جان بود خریدارم...! درآخرین پستش نوشت:
 
خواهر فائزه هاشمی!...

فرزند خلف پیر سازندگی.... احسنت بر دل دریایی شما... انصافا چه می کشید زیر بار این همه ظلمی که این نظام بر شما و شجره ی صد در صد طیبیه ی خاندانتان روا می دارد؟؟؟

کوه هم اگر بود تا به حال پنبه شده بود! این قوه ی قضاییه که دیگر هیچ.... اصلا از خدا نمی ترسند!چقدر راحت هر تهمتی را بر شما روانه می دارند!!! همین چند وقت پیش بود که تمام زحمات صادقانه ی اخوی محترمتان را ملغی پنداشتند و وجود شریفشان را آواره ی غربت نمودند حالا نوبت شما شده...

اخیرا مطلع شده ایم برای یک ساندویچ ناقابل و چند دست لباس برایتان 6ماه حبس و 5 سال انفصال از فعالیت های سیاسی و فرهنگی و فتنه ای و... بریده اند!امان از دست این جماعت تنگ نظر!!!
 
شما نباشید چه کسی انقلاب مخملین سبز را به کشورهای منطقه صادر کند؟ چه کسی برای رسانه های آن طرف مرزی خبر بسازد؟ 6 ماه حبس؟ مگر نمی دانند که حساب شما از آن دانشجوهای بی صاحب که به سال ها حبس و تعلیق و اخراج و ... محکوم شده اند جداست؟؟؟

مگر نمی دانند که آقازاده بودن کم چیزی نیست دراین مملکت؟؟؟ مگر پدر شما چه گناهی کرده که باید این همه سال با عرق جبین و کد یمین نیرو تربیت کند برای این نظام و آخرش این جماعت نمک نشناس این چنین مزدش را بدهند؟ اقدام علیه نظام؟؟؟ اصلا سند منگوله دار این نظام که با تمام متعلقاتش از مایملک حتمی ابوی بزرگوار شماست...

کجای دنیا آدم علیه میراث پدری اش اقدام می کند که شما بکنید؟ انصافا عجب صبری خدا به شما داده... این همه ظلم را می بینید باز هم بزرگوارانه به وطن فروشیتان ادامه می دهید... کاش همه مانند شما ثابت قدم بودند!!!

همشیره ی گرامی!

... مبادا به دل بگیرید... سرتان سلامت... 6 ماه که چیزی نیست... شما بگو 6 سال... اصلا 60 سال... چه فرقی دارد؟؟؟ شما که به حمد الله پشتتان به عظمت ابوی محترمتان (دامت برکاته) گرم است.... دیگر چه جای غصه... همین امروز و فرداست که به اشاره ی یک قلم و چند خط نامه ی سرگشاده...

شاید هم خیلی کم هزینه تر یک فاتحه ی حکم را بخوانند. بالاخره فرق است بین شما و آن جماعتی که در خانه ی رعیت شما بزرگ شده اند! همین قدر هم پایتان به دادگاه باز شده زیاده جسارت کرده اند چه برسد به حبس.... بنده خودم می سپارم یک دست لباس عزای ابریشمین به همراه هوارتا ساندویچ پبشکشاتان کنند به جهت رفع کدورت... مباد سایه یتان را از سر ما کم کنید...


اسرائیل به دنبال دریافت غرامت

وزارت خارجه اسرائیل در بودجه 2012، بودجه ای را برای این موضوع اختصاص داد. صهیونست ها مدعی کشته یا ناپدید شدن صدها یهودی در ایران هستند و می گویند تهران باید غرامت دهد!
اسرائیل در اقدامی عجیب و مضحک قصد دارد غرامت املاک و زمین های یهودیان در عربستان سعودی از دوره پیامبر اسلام(ص) تا کنون را دریافت کند!

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه میدل ایست مونیتر چاپ لندن، براساس این خبر، وزارت خارجه اسرائیل به دنبال ارائه پیش نویس لایحه ای به پارلمان این رژیم است تا از طریق آن کابینه اسرائیل ملزم به پیگیری و دریافت غرامت از ایران و دولت های عربی بابت املاک یهودیان در این کشورها شود؛ املاکی که به ادعای صهیونیست ها تا سال 1948 در این کشورها تحت مالکیت یهودیان بوده است ولی پس از آن مصادره یا رها شده بودند.

هدف از این اقدام، اضافه کردن این مسئله به سایر موضوعات مطرح در مذاکرات صلح خاورمیانه (مسئله فلسطین و اسرائیل) است.
پیش نویس این قانون به دو بخش تقسیم می شود. بخش نخست از کشورهای مصر، موریتانی، مراکش، الجزایر، تونس، لیبی، سودان، سوریه، عراق، لبنان، اردن و بحرین می خواهد بابت املاک 850 هزار یهودی به ارزش 300 میلیارد دلار غرامت پرداخت کنند. این رقم ها براساس آخرین سرشماری از یهودیان در سال 1948 گفته شده است.

اسرائیل همچنین می بایست از بحرین بابت املاک یهودیانی که در این کشور زندگی می کردند تقاضای غرامت کند.

در بخش دوم نیز ، وزارت خارجه اسرائیل می بایست از عربستان سعودی بخواهد تا غرامتی به مبلغ بیش از 100 میلیارد دلار بپردازد. دلیل این غرامت املاک یهودیانی است که از زمان پیامبر اسلام(ص) تاکنون در عربستان سعودی وجود داشته اند.

این بخشی از طرح هم اکنون با هزینه 100 میلیون دلاری توسط شماری از کارشناسان ارشد اسرائیلی در زمینه های حقوق بین الملل، تاریخ و جغرافی در دانشگاه های بار ایلان، بئر السبع، تل آویو، قدس و حیفا تحت بحث و بررسی است.
وزارت خارجه اسرائیل هم در بودجه 2012 خود، بودجه ای را برای این موضوع اختصاص داده است.

براساس این پیش نویس، کابینه اسرائیل می بایست از ایران هم در مقابل آنچه که " کشته و ناپدید شدن صدها یهودی در ایران " توصیف شده تقاضای غرامتی به ارزش 100 میلیارد دلار کند.

این در حالی است که با وجود تلاش های تل آویو برای مهاجرت یهودیان ایرانی به اسرائیل، ایرانیان یهودی بارها بر زندگی مسالمت آمیز خود  در کنار هموطنان مسلمان تاکید کرده اند.

پيام عجیب چاوز به احمدی نژاد

تو را اي برادر براي هميشه مي‌فهمم و درک مي‌کنم


هوگو چاوز در پيامي به رييس جمهور اسلامي ايران با اشاره به اتحاد نمونه و بي نظير ايران و ونزوئلا اظهار داشت: ايران و ونزوئلا نشان مي‌دهند هنگامي که دوستي ميان ملت‌ها واقعي بوده و اراده‌ها براساس واقعيات و اصول، به جنب و جوش در مي‌آيند هيچ فاصله‌اي ميان آنها وجود ندارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری متن پيام هوگو چاوز به دکتر محمود احمدي‌نژاد به شرح ذيل است.

برادرم

محمود احمدي‌نژاد

رييس‌جمهوري اسلامي ايران

به نمايندگي از مردم ونزوئلا، سلام و درود گرم و برادرانه مرا پذيرا باش. همچنين احترامات فائقه، تحسين برانگيز و مملو از محبت ما را به ملت قهرمان و استوار ايران نثار کن و به آنها بگو که دلاوري و شجاعت تاريخي، عزت و شرافت درخشان شما را ارج نهاده و گرامي مي‌داريم.

بنده نخستين فردي بودم که از تعويق ديدارت از ونزوئلا که قرار بود در تاريخ 24 سپتامبر گذشته انجام گيرد، ابراز تاسف کردم. هم‌اکنون مي‌خواهم از اينکه وضعيت بغرنج مربوط به روند بهبودي سلامتي‌ام را در نهايت عطوفت درک نمودي، از تو تشکر کنم و صميمانه بگويمت که: تو را اي برادر براي هميشه مي‌فهمم و درک مي‌کنم.

سيمون رودريگز، متفکر بزرگ و آموزگار سيمون بوليوار ازاديخواه سرشناس در نامه‌اي معروف به تاريخ 1827 به وي مي‌گفت: اي دوست، به عقيده من کسي که از لحاظ فيزيکي، ذهني و اخلاقي با من همدل و همزبان باشد، محبت خود را به من اظهار مي‌نمايد.

رودريگز در بخش ديگري از اين نامه چنين ادامه مي‌داد: از آنجايي که هر دو پرجنب و جوش، فعال و خستگي‌ناپذير هستيم نشان مي‌دهد که از لحاظ بدني قرابتي ميان ما وجود دارد. از لحاظ ذهني نيز چنين است چون عقايدي مشابه بر ما حاکم است و از ل حاظ اخلاقي نيز به شکلي مشابه، چون روحيات، احساسات و ايده‌هاي ما رفتارهايمان را به مقصدي مشابه هدايت مي‌‌کند.

اين سخنان آگاهانه را براي خود تعميم مي‌دهم تا بدين شکل برجستگي‌ رفاقت و دوستي‌ام را با تو ابراز نمايم. به طور مشابه ضروري است تا عينيت يافتن اين عبارات را در کلام پيامبر بزرگوار حضرت محمد(ص) يادآور شوم که مي‌فرمود: هر فردي شخصيتي مشابه دوستي خود دارد، لذا بايد دوستان خود را به نحو احسن انتخاب نماييم. به همين دليل همواره خداوند لايزال را از اينکه از محبت و دوستي‌ات برخوردارم، شکر مي‌گويم؛ خداوند رحمان و بلند مرتبه‌اي که ما را هدايت مي‌کند؛ که ما را از لحاظ فيزيکي، ذهني و اخلاقي در خط مقدم مبارزه براي حيات و بر ضد فنا و نابودي، با يکديگر متحد ساخته است.

به تو اطمينان خاطر مي‌دهم که در کمتر از چند هفته حضورت را در وطن سيمون بوليوار خوش‌آمد مي‌گويم. اين ديدار ائتلاف استراتژيکمان را تحکيم خواهد بخشيد. اتحاد نمونه و بي‌نظير که در دنياي کنوني ايجاد نموده‌ايم. ايران و ونزوئلا در مسير پهناور و پربار همکاري و تعاون حرکت مي‌کنند و نشان مي‌دهند که هنگامي که دوستي ميان ملت‌ها واقعي باشد هيچ فاصله‌اي ميان آنها وجود ندارد؛ هنگامي که اراده‌ها براساس واقعيات و اصول، به جنب و جوش در مي‌آيند.

قصد دارم از فرصت استفاده کرده و از سخنانت در سازمان ملل متحد تقدير نمايم. بار ديگر با همراهيت صداي دليرانه ايران را همچون چالشي بزرگ در برابر امپرياليسم به گوش شنيديم، فريادي که با انعکاس آن، صداي تمامي ملت‌هايي که خود خواهان تعيين سرنوشت کشورشان هستند، از آن قوت گرفت. تمامي ملت‌هايي که براي سرانجامي به مراتب انساني‌تر مبارزه مي‌کنند. صداي تو با تمام نيرو و توان براي آنکه از جانب تمامي ما سخن بگويي و حقايق ما را به زبان براني، برفراز (سازمان ملل متحد) طنين‌انداز شد.

دوست من، برادر عزيزم

پس از آنکه از آزادي دو جوان آمريکايي ""Joshua Fattal و "Shane Bauer" که به اقدام براي جاسوسي مظنون شناخته شده بودند، مطلع گشتم، دستم را بر روي قلبم گذاشتم و به خودم گفتم که هنوز هم مسئولاني هستند که سنت سخاوت و مردانگي را فراموش نکرده و شرافت انساني را ارج نهاده و محفوظ نگاه مي‌دارند.

چقدر خوشحال شدم که توانستم به لطف ميانجي‌گري به موقع دوست خود شين‌پن (Sean Penn) سهم هر چند مختصري در اين رويداد داشته باشم.

اين اقدام شريف کمک کرد که بزرگي دل و جانت به همگان نشان داده شود و عظمت بي‌پايان آرمان و طنت براي همگان مشخص گردد. تشکر و سپاس از تو، اي محمود، به حد تحسين و ستايش ضروري مي‌نمايد.

برعکس، امپرياليسم به نحوي خصمانه و اهانت‌آميز، پنج قهرمان کوبايي را تنها به جرم دفاع از وطنشان در برابر تروريسم، در زندان نگاه داشته است. چه تناقض زيادي وجود دارد؛ تناقضي که به خوبي نشانگر تفاوت فاحشي است که ميان افرادي وجود دارد که رفتارشان برگرفته از گفتارشان است و افرادي که با تظاهر به گستراندن عدالت، در جهان قدم مي‌زنند اما به غير از پايمال کردن عدالت و استفاده ابزاري از ان در راستاي اهداف فاسد خود، کار ديگري انجام نمي‌دهند.

خداوند متعال، رحمان و رحيم، تو را در رحمت و پناه خويش محفوظ نگاه داشته و رحمت و برکتش را شامل حال ملت قهرمان و شريف ايران نمايد. با ابراز احترامات صميمانه و برادرانه خويش.

تا پيروزي هميشگي

براي ايران و ونزوئلا

زندگي خواهيم کرد و پيروز خواهيم شد

هوگوچاوز فريياس

تلاش اصغر و خاله خرسه


14 پیش بینی امام

14 پیش بینی عجیب امام خمینی (ره)



حضرت امام خمینی(ره) از معرفت و بینش سیاسی خارق العاده ای برخوردار بود و ذهن و فكر باز و بیدارش همواره عمق رخدادها و وقایع سیاسی را می كاوید و تحلیل های روشن ارائه می داد و راه و روش های كارآمد تجویز می كرد كه به نتیجه و ثمر می نشست .

همین شم و ژرف نگری سیاسی موجب می گشت كه آن پیشوای الهی دارای توان خاصی در پیش بینی های سیاسی گردد و برخی از وقایع آینده را در سیاست خارجی جهان اسلام پیش از وقوع گوشزد نماید و هشدار دهد   ما در این مقاله به بررسی 14 پیش بینی مطرح شده توسط ایشان پرداخته و در ادامه برخی از پیش بینی های ولی امر مسلمین را نیز مطرح خواهیم نمود :

 

نگاهی به 14 پیش بینی مطرح شده توسط حضرت امام(ره)


1- امام راحل(ره) در سال 43 ، سربازان من در گهواره ها هستند!

2 -  پیش بینی فرار شاه و عاقبت رژیم پهلوی

3- پیش بینی در مورد تشکیل حکومت اسلامی در ایران

4- پیش بینی در مورد عاقبت منتظری

5- پیش بینی در مورد رهبری امام خامنه ای(مدظله)

6- پیش بینی نابودی مارکسیسم و سقوط شوروی

7- پیش بینی حمله عراق به کویت

8- پیش بینی عاقبت ذلت بار برای سران مزدور

9- پیش بینی حرکت مردم مصر و عاقبت حسنی مبارک

10- پیش بینی وقوع بیداری اسلامی در منطقه

11- پیش بینی فروپاشی آمریکا از درون

12- پیش بینی فتح قدس و آزادی فلسطین

13- پیش بینی نزدیکی ظهور و اتصال انقلاب اسلامی به ظهور

14- پیش بینی مخالفت با امام زمان(عج) توسط کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می کنند.

 

ادامه نوشته

یک معمای عجیب سیاسی_تاریخی

شاید این درسی از تاریخ باشد اما هنوز هیچ معلم تاریخی پیدا نشده که توضیح منطقی برایش پیدا کند.
بین زندگی و مرگ دو رئیس جمهور اسبق آمریکا، یعنی "آبرهام لینکلن" و "جان اف کندی" شباهت هایی وجود دارد که بسیار بسیار عجیب است. البته شاید معنا و مفهومی نداشته باشد ولی ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده. شنیدن این وجه تشابهات خالی از لطف نیست:

1. آبرهام لینکلن، در سال 1846 به کنگره امریکا راه یافت و جان اف کندی صدسال بعد یعنی در 1946 !

2. لینکلن، در سال 1860 رئیس جمهور امریکا شد و کندی صد سال بعد یعنی در 1960 !

3. هردو رئیس جمهور بر حقوق مدنی تاکید داشتند!

4. هردو رئیس جمهور پس از ورود به کاخ سفید فرزندی را از دست دادند !

5. هردو رئیس جمهور در یک روز جمعه و به ضرب گلوله به سرشان کشته شدند !

6. منشی لینکلن، "کندی" نام داشت و منشی کندی، "لینکلن" !

7. هردو رئیس جمهور به دست فردی از جنوب آمریکا کشته شدند !

8. هردو رئیس جمهور جانشینی بنام "جانسون" داشتند، "اندرو جانسون" که جانشین لینکلن شد در 1808 به دنیا آمده بود و "لیندون جانسون" که برجای کندی تکیه زد در صد سال بعد یعنی 1908 !

9. قاتل لینکلن، "جان ویلکس بوث" و متولد 1839 بود در حالیکه قاتل کندی، "لی هاروی اسوالد" متولد صدسال بعد بود یعنی 1939 !

10.هردو قاتل اسمی سه بخشی داشتند و هر اسم از 15 حرف تشکیل شده بود !

11.لینکلن در تئاتری بنام "فورد" به قتل رسید و کندی در اتوموبیلی بنام "لینکلن" که توسط کارخانه فورد ساخته شده بود !

12.لینکلن در یک تئاتر کشته شد وقاتلش پس از فرار، خود را در انباری مخفی کرد، کندی از انباری هدف گلوله قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در یک تئاتر پنهان شد !

13."بوث" و "اسوالد" هردو قبل از محاکمه کشته شدند !

14."لینکلن"، یک هفته پیش از مرگش در شهر "مونرو" در "ایالت مریلند" بسر میبرد و "کندی"، اوقات خود را با هنرپیشه ای بنام "مارلین مونرو" می گذراند !!

حال، چه توجیهی بر این حوادث کاملاٌ اتفاقی دارید؟؟؟!
واقعاٌ عجیب نیست!!؟

علي اصغر عنابستاني :

ديروز امروز فردا

به نام خدای مستضعفین و محرومین
عنوان : تا دولت کریمه یک یا حسین دیگر.... حوادث و تحولات اخیرداخلی در ابتدای سال 90 وآنچه این روزها بر سر زبان ها افتاده است باعث شدکه سوز درون، دل را بشکافد و قلم طغیان کند. به نظر اینجانب یادآوری گذشته و راهی که رفته ایم چراغ راهنمای آینده است چرا که به تعبیر حضرت امیرالمومنین علی(ع): آن فردی تحت توجه رحمت الهی است که گذشته خود را بازشناسی کند. وضعیت موجود را رصد نماید و مسیر آینده خود را با بصیرت انتخاب کند. (قال علی(ع): رحم الله امرأ علم من این وفی این و الی این) دیروز: سال 84 زمانی که پرچم دولت اسلامی در کوره داغ انتخابات سرنوشت ساز نهم ریاست جمهوری به اهتزاز درآمده بود ما به قصد یاری علم عدالت قیام کردیم و در ذهن و جانمان هرگز چیزی جز لبیک به ندای عدالت خواهی نایب امام زمان(عج) نبود. تمام دغدغه ما انجام تکلیف الهی و تاریخی بود که لبیک به آن از حلقوم میلیون ها انسان انقلابی و وفادار به راه امام و خط رهبری معظم در آن روزها در کف خیابان ها و در مساجد و هیئات و تکیه ها و حسینیه ها و... شنیده می شد. آنچه می خواستیم رضایت امام عصر(عج) ، زمینه سازی برای ظهور آن حضرت و شادی و آرامش و سربازی ولی امر مسلمین بود. آری ما تحقق همه آن شعارها را در شخصیتی یافتیم که از جنس مردم بود و نزدیکترین افق شخصیتی برای علمداری رهبر عزیزمان را داشت. شعارش دولت اسلامی بود. همان که سال قبل از آن در کلمات و بیانات رهبری بارها شنیده بودیم و آمده با تاییدات الهی وعنایات خاص آن یار پرده نشین و حمایتهای خاص و لی فقیه زمان حضرت آیت ا... العظمی امام خامنه ای وارد عرصه اجرا شدو ... آن روزها گویا نیروهای ناب انقلاب جان تازه گرفته بودند و دوباره امیدوار به آینده روشن شده بودند. چرا که رهبری یاوری برای تحقق خواسته هایش یافته بود احمدی نژاد هر کجا پای گذاشت با شعار یاور رهبر مورد تایید و استقبال قرار می گرفت. صلی علی محمد یاور رهبر آمد. آری، آنچه ماندگار شد وماندگار می ماند همراهی با ولایت است آن روزها شان آن همه دلدادگی سربازان اسلام و انقلاب در یک جمله از همه زبانها و بلکه از درون دلهای مشتاق شنیده می شد. تا دولت کریمه یک یا حسین دیگر.... و احمدی نژاد با پرچم عدالت و دولت اسلامی و با یک یا حسین عاشقان ولایت در حماسه سوم تیر علمدار نایب امام عصر(عج) شد. امروز: گفتمان انتظار بر مناره های جهان طنین افکنده است. محرومین ومستضعفین عالم ندای عدالت خواهی در پرتو اندیشه دولت اسلامی را شنیده اند و به آن دل بسته اند و بعضاً حرکت برای رسیدن به آن را شروع کرده اند. احمدی نژاد به یک سمبل برای مبارزه با استعمار، استکبار و صهیونیزم تبدیل شده است. در ایران کارهایی که او به مدد ولایت کرد برای دهه های متمادی آرزوی مردم و ولایت بود. و هنوز هم به نظر باید همان راه دیروز را رفت. یعنی زیر سایه ولایت امر حرکت کرد و از شجره طیبه ولایت فقیه نردبانی ساخت برای صعود به آسمان ملکوتی امامت انسان کامل و ولی مطلق الهی و سبب اتصال آسمان و زمین یعنی مهدی موعود ارواحنا فداه و این همان راهی است که شهیدان و ایثارگران و فدائیان اسلام و انقلاب در سال 57 و در هشت سال دفاع مقدس رفتند. راه ولایت والبته این همان راهی است که بسیاری از نخبگان و خواص بعد از جنگ از آن منحرف شدند و این روزها پس از سالها فتنه انگیزی رسوای عام و خاص شده اند واز امتحان الهی مردود و از جرگه ملت ایران بیرون رانده شدند و امت اسلام به آنان پشت کردند. امروز برای من بسیار دردآور و جگرسوز است سرخوردگی برخی از عزیزانی که با ما شعار می دادند: تا دولت کریمه یک یا حسین دیگر... مگر چیزی عوض شده است؟! هنوز هم شعار ما همان دولت اسلامی است و آرزوی ما لبخند نایب امام زمان(عج) است که خستگی را از تن به در می آورد و هدف روش.... فردا: و اما فردا: نمی دانم کدامیک از ما در فردا و فرداها در جبهه حق هستیم و کدامیک در جبهه نفاق و انحراف اما می دانم سربازی ولایت و ولایت پذیری امتحانی بس دشوار است که بسیاری از چهره های شاخص تاریخ اسلام و انقلاب درآن مانده اند و به زمین گرم مخالفت با ولایت خورده اند. فردا را باید در نقشه راه ترسیم شده از جانب راهبر فکور و حکیم انقلاب اسلامی یافت دیروز با او بودیم و امروز باید با او به فردا برسیم. من از فردا چیزی نمی دانم اما همین را می دانم که به فرموده ایشان «آینده از آن حزب الله است» و ما صدق این کلام را در این سالها بارها آزموده ایم. آنگاه که در تاریکی عصر اصلاحات آمریکایی به دنبال روشنایی در عرصه اجرایی کشور می گشتیم کمتر کسی می پنداشت که در اندک زمانی پرچم به دست اهل ولاء بیافتد و حزب الله میداندار مدیریت اجرایی کشور شود وچشم محرومین و مستضعفین و پابرهنگان به شعار و عمل عدالت روشن شود. آری از گردونه امتحانات فردا باید همانند آزمون دیروز گذر کرد. دست در دست ولایت و امامت داد تا قاعده لطف الهی همانند گذشته شامل حال ما شود. اگر یادمان نرود دیروز کجا بودیم و چه کردیم و امروز چه وظیفه ای داریم فردا به بی راهه نخواهیم رفت. والعاقبه للمتقین

علی اصغر عنابستانی استاندار چهارمحال و بختياري

سعوديها کتک خوردنمان را هم دیدند و رفتند

سعوديها کتک خوردنمان را هم دیدند و رفتند


انگشت‌نگاری که هیچ...
کتک خوردنمان را هم دیدند و رفتند

یگان ویژه نیروی انتظامی بعدازظهر سه‌شنبه هرچه دلخوری از فتنه 88 و خاطره بد از سبزک‌ها داشت را بر سر عده‌ای جوان دلپاک که فقط آمده بودند به ندای حق‌طلبی مردم بحرین پاسخ دهند، خالی کرد


فریدون حسن
چقدر ناز و ادا برایمان درآوردند تا بیایند و در کشور ایمن و امنمان در ورزشگاه آزادی‌مان 90 دقیقه بازی کنند. می‌گفتند ایران امن نیست و نمی‌آییم و خب چون ادعایشان واهی بود، آمدند.
چه استقبالی کردیم ما از آنها، گل و شیرینی و بغل و روبوسی، اصلاً یادمان رفت که پرسپولیسی‌ها چیزی حدود هشت ساعت در فرودگاه جده معطل ماندند، استقلالی‌ها با چه فضاحتی تن به انگشت‌نگاری دادند و ذوب‌آهن و سپاهان هم که ... قرار بر تلافی بود و ما تلافی کردیم با گل و شیرینی، تازه پا را فراتر هم نهادیم و جمعی بچه مسلمان دانشجوی سیاه‌پوش عزای ایام فاطمیه را جلوی چشمان عربستانی‌ها به باد کتک گرفتیم و دست‌بند زدیم و بردیم حبس تا حسابی تلافی کرده باشیم.
دانشجویانمان را زدیم و بردیم تا نکند به گوشه قبای گشاد عربستانی‌ها بربخورد و بروند شکایت کنند به AFC و فوتبال حذف شده از تاریخ و آسیا و دنیایمان را محروم کنند از میزبانی‌های بی‌خاصیت آینده.
یگان ویژه نیروی انتظامی بعدازظهر سه‌شنبه هرچه دلخوری از فتنه 88 و خاطره بد از سبزک‌ها داشت را بر سر عده‌ای جوان دلپاک که فقط آمده بودند به ندای حق‌طلبی مردم بحرین پاسخ دهند، خالی کرد تا عربستانی‌ها ببینند و ایمان بیاورند که ایران کشوری است امن برای برگزاری مسابقات فوتبالی که یک طرفش آنها هستند. دست مریزاد، آفرین بر این همه همت و عزم در حفظ امنیت ملی!
پرسپولیس بعدازظهر سه‌شنبه نچایید و بالاخره برد هرچند که بردش به درد در کوزه هم نمی‌خورد، اما ما خیلی چیزهای دیگر را به عربستانی‌ها باختیم، آنها هشتم فروردین 88 تیم ملی را با هدایت همین علی دایی در آزادی بردند و جشن گرفتند جلوی چشمان حیرت‌زده ما و بعدازظهر سه‌شنبه الاتحادشان به پرسپولیس علی دایی در آزادی باخت ولی خیلی چیزهای دیگر را از ما بردند و رفتند.
وقتی آمدند کوچک و بزرگ باشگاه پرسپولیس در فرودگاه به خط شده بودند با گل و شیرینی نه خبری از معطلی بود و نه خبری از انگشت‌نگاری! هنوز نیامده بودند که از رئیس فدراسیون گرفته تا نایب رئیس و دربان فدراسیون و حتی علی دایی به همه توصیه می‌کردند که فقط پرسپولیس را تشویق کنید، نکند خدای ناکرده از زبانتان شعار دیگری به جز پرسپولیس خارج شود که اوضاع به هم می‌ریزد و چه می‌شود و چه...
عربستانی‌ها آمدند، ناظر بازی را هم به تحریکشان تاجیک انتخاب کردند تا فارسی را خوب بفهمد و گزارش کلمه به کلمه بدهد از آنچه در ورزشگاه آزادی به زبان تماشاگران می‌آید و البته در این بین باید تشکر کرد از نیروی انتظامی که هرگونه فریادی حتی اگر قرار بود پرسپولیس باشد از سوی دانشجویان را درگلو خفه کرد. «نیروی انتظامی تشکر، تشکر»
خب الاتحاد عربستان را بردیم، آفرین به دایی و تیمش، هورا به ما و فدراسیون فوتبال، در زمین خودمان کاری کردیم کارستان، عربستان را بردیم، تازه کلی هم تحویلشان گرفتیم، شاید موقع پرواز رفتن قالیچه‌ای، گلدان منبت‌کاری شده‌ای سوغات داده باشیم تا حتی اگر چیزی هم دیده باشند، فراموش کنند حتی به سکوبرت هم اشاره کردیم که یک گل به خودمان بزند تا نکند آنها را سنگین شکست دهیم و ناراحت شوند و بروند کار را به شکایت و شکایت‌کشی بکشانند.
دوست عزیزی روز قبل از مسابقه نوشته بود این زمین، زمین بازی ما نیست و من امروز از او می‌پرسم کجا باید بازی می‌کردیم؟ کجا باید فریاد حق‌طلبی‌مان را به گوش جهان می‌رساندیم؟ آیا فوتبال بی‌خاصیت ما واقعاً ارزشش را داشت که به خاطر آن پا روی اعتقاداتمان بگذاریم؟
عربستانی‌ها رفتند و ننگ آمدن و رفتنشان تا ابد روی پیشانی فدراسیون فوتبال و مدیرانش ماند. علی دایی و حبیب کاشانی هم می‌توانند بعدها از پیروزی برابر الاتحاد به عنوان یکی از درخشان‌ترین نتایج کارنامه فوتبالیشان یاد کنند، اما در قبال این پیروزی ما جلوی عربستانی‌ها خیلی چیزهای دیگر را از دست دادیم، فقط خم نشدیم جلویشان که البته برای این کار هنوز فرصت بازی استقلال مقابل النصر باقی است، می‌توان از همین امروز به فتح‌الله‌زاده، مظلومی و فرهاد مجیدی گوشزد کرد که به اتفاق بقیه آبی‌پوشان در فرودگاه به صف بایستند و وقتی حریف پا را از هواپیما روی خاک امن ایران گذاشت جلوی آنها خم شوند و با اهدای دسته گل کم‌کاری پرسپولیسی‌ها در مهمان‌نوازی را جبران کنند. اصلاً می‌شود به استقلال توصیه کرد که بازی را ببازد تا عربستانی‌ها خوشحال‌تر و راضی‌تر تهران را ترک کنند و در گزارششان به AFC تا می‌توانند از فوتبال ما، از وضعیت اجتماعی‌مان و از اینکه در ورزشگاه‌هایمان فقط شعار فوتبالی سر داده می‌شود، تعریف کنند و ما را نزد آنها معتبر سازند.
سه‌شنبه بعدازظهر، بعدازظهر خوبی نبود، عربستانی‌ها فوتبال را به ما باختند و ما بقیه مسائل را به آنها. عربستانی‌ها صعود کردند و ما حذف شدیم، نه توانستیم حرفمان را بزنیم و نه قدرت این را داشتیم که توهین‌های آنها را پاسخ دهیم، فقط یک بازی بی‌خاصیت فوتبال را سه بر دو بردیم. همین!
راستی تا جایی که یادمان می‌آید در باورهایمان گنجانده بودیم میدان ورزش میدان حق‌طلبی است، میدان ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی اما گویا این روزها باورهایمان هم رنگ باخته به خصوص از سوی آنها که میز و منصبشان را خیلی دوست دارند و ما مانده‌ایم که اگر این فوتبال و ورزش خالی از باور و اعتقاد را نخواهیم باید چه کنیم؟

یادداشت شریعتمداری درباره وقایع اخیر

چه کسی این ماجرای پلشت را رقم زد؟

ديروز آقاي دكتر احمدي نژاد بعد از يك غيبت 11 روزه كه از ايشان انتظار نمي رفت و تعجب همراه با تاسف دوستان واقعي رئيس جمهور محترم را در پي داشت، به دفتر كار خود بازگشت و با اين اقدام- هرچند ديرهنگام- خويش، خواب خوش دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها را به كابوس تبديل كرد. در فاصله 11 روز گذشته آنچه در ميان مردم ديده مي شد، نگراني توام با دلخوري از رئيس جمهوري بود كه با اعتقاد به پيروي بي چون و چراي ايشان از رهبر و مقتداي خويش انتخاب كرده بودند و او نيز در خدمت به خلق خدا و ايستادگي در مقابل باج خواهي نظام سلطه جهاني، سنگ تمام گذاشته بود و اكنون در پي ماجراي اخير، دلشوره داشتند كه مبادا در گزينش خود به خطا رفته باشند! در ديگر سوي اين ميدان، دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و دنباله هاي حقير و شكست خورده آنها ايستاده بودند كه با توهم حاكميت دوگانه، آرزوي بيش از سه دهه بر زمين مانده خود را - دستكم به ظاهر- برآورده شده تلقي مي كردند و با ذوق زدگي- يا تظاهر به ذوق زدگي- اين «آرزو» را به «خبر» تبديل كرده و به شيپور فريب و پر سر و صداي خود سپرده بودند. و اما، در اين ميان گروه ديگري نيز بودند كه ماجراي پلشت اخير را خود آفريده بودند و يا در پيدايش آن نقش برجسته و پررنگي داشتند. اين جماعت كه با استناد به مواضع و عملكرد چند ساله شان در ميان مردم و نزد دوستداران واقعي رئيس جمهور محترم، «جريان انحرافي» نام گرفته اند، طي 11 روز گذشته، به گواهي آنچه بر زبان و قلم آورده اند، نه دغدغه نظام را داشتند و نه سرنوشت رئيس جمهوري كه لاف دوستي و نزديكي با او را مي زدند برايشان اهميت داشت! آنها فقط نگران خود بودند. در اين گزاره ها- كه اندكي از بسيارهاست- همه روزه از سوي گروه انحرافي و به صورت پيامك براي اين و آن ارسال مي شد، دقت كنيد؛ «باند قدرت و ثروت، آقاي مشايي را هدف حمله و هجوم ناجوانمردانه خود قرار داده اند»! «مخالفان ولايت فقيه به احمدي نژاد و آقاي مشايي هجوم آورده اند»!و... اعضاي جريان انحرافي توضيح نمي دادند؛ كسي كه 18 پست حساس دولتي و هزاران ميليارد تومان پول بي حساب و كتاب را در اختيار خود دارد و بدون احساس نياز به پاسخگويي در برابر قانون، دست به هر كاري كه مايل باشد مي زند و مبالغ نجومي از بيت المال را هرجا كه بخواهد هزينه مي كند و... صاحب ثروت و قدرت است، يا آن بسيجي پاكباخته و تهي دست كه تاراج بيت المال و حضور غريبه ها در كانون هاي حساس نظام را برنمي تابد و عليه گروه منحرف خروش برمي دارد؟!...


خوشبختانه رئيس جمهور محترم، همانگونه كه از ايشان انتظار مي رفت با حضور ديروز خود در رياست جمهوري و شركت در جلسه هفتگي هيئت دولت، از يكسو، به دلشوره و نگراني مردم كه بي علت نبود، پايان داد و ان شاءالله در ادامه مسير رگه هاي باريك احتمالي از تكرار رخداد پلشت ياد شده را نيز محو خواهد كرد و از سوي ديگر، خواب خوش دشمنان بيروني و دنباله هاي حقير و بارها شكست خورده داخلي آنها را نه فقط آشفته، كه به كابوس تبديل كرد و مي ماند جريان انحرافي كه اميد است رئيس جمهور محترم و مردمي، توصيه دلسوزانه دوستان واقعي خويش را ناديده نگيرد و از كنار دغدغه آنان كه نشان داده اند، نه سوداي سود دارند و نه غم بود و نبود، آسان عبور نفرمايند.

و اما، در اين وجيزه، سخن ديگري نيز در ميان است كه مي تواند و بايد براي همگان درس آموز و عبرت انگيز باشد و آن، اين كه تقريبا، بلافاصله پس از انتشار خبر ابقاي وزير اطلاعات از سوي رهبر معظم انقلاب كه با استقبال چنداني از سوي آقاي رئيس جمهور روبرو نشده بود- و يا اينگونه تبليغ شده بود- تمامي دشمنان بيروني با بهره گيري از ماشين عظيم و پردامنه تبليغاتي و رسانه اي خود به تقدير و تمجيد از آقاي احمدي نژاد پرداختند و در حمايت و قدرداني! از ايشان كمترين ترديدي به خود راه ندادند. چرا...؟! اين حاميان تازه به ميدان آمده! دقيقا همان قدرت هاي استكباري و دشمنان تابلوداري بودند كه تا چند روز قبل تمامي محافل خبري، سياسي خود را با اختصاص هزينه هاي كلان و نجومي عليه ايشان به كار گرفته بودند و از هيچ تهمت و افتراء و بدگويي و ناسزايي به آقاي احمدي نژاد دريغ نمي كردند. آيا غير از اين است؟! بنابراين، پاي اين پرسش منطقي در ميان است كه چرخش يكصد و هشتاد درجه اي مورد اشاره از كدام نقطه آغاز شده و در كجا ريشه داشته است؟

پاسخ اين سؤال نه پيچيده است كه براي فهم آن به اذهان ژرف انديش نيازي باشد و نه پنهان و رازآلود است كه بدون دسترسي به اخبار و گزارش هاي سري و طبقه بندي شده قابل درك نباشد. اين چرخش يكصد و هشتاد درجه اي دقيقا هنگامي آغاز شد كه دشمن احساس كرد- و يا در اين توهم افتاد- كه آقاي احمدي نژاد، حكم و توصيه رهبر معظم انقلاب را ناديده گرفته و از تن دادن به آن خودداري كرده است! به بيان ديگر، دشمن احساس كرد آرزوي ديرينه اش كه سه دهه برزمين مانده بود، يعني «حاكميت دوگانه» تحقق يافته و يا نشانه هاي آغاز آن ديده مي شود!

خب! اكنون سؤال ديگري در ميان است كه پاسخش اگرچه روشن و بديهي ولي بيان دوباره و حتي چندباره آن خالي از فايده نيست و آن سؤال اين كه، چرا دشمنان تابلودار بيروني پس از احساس- به زعم خود- «حاكميت دوگانه» بدون كمترين ترديدي حمايت از آقاي احمدي نژاد و تقدير و تمجيد از ايشان را برگزيدند و حال آن كه مي توانستند به جاي آقاي احمدي نژاد، حمايت و تقدير خود را نثار رهبر معظم انقلاب كنند؟! مگر نه اين كه به خيال خام آنان، در حاكميت نظام اسلامي «ترك افتاده»! و نشانه هاي حاكميت دوگانه پديد آمده است؟! بنابراين آنچه براي آنان در نگاه اول، ضروري به نظر مي رسد، حمايت و تقدير از يك سوي اين به اصطلاح حاكميت دوگانه است، چرا كه هدف نهايي دشمن، دوسويه شدن حاكميت است و چه فرقي مي كند كه كدام سو در مقابل سوي ديگر مورد حمايت قرار گرفته و تقدير و تمجيد شود؟! بنابراين چرا در اين ميان حمايت از آقاي احمدي نژاد را برگزيدند و بي درنگ به سوي آن رفتند؟!

پاسخ به اين سؤال است كه درس آموز و عبرت انگيز است و مي تواند يك بار ديگر و براي چندمين بار در عمر پربركت و مقدس جمهوري اسلامي ايران، آويزه گوش و دل همگان باشد. دقت كنيد! دشمن مي داند و كمترين ترديدي ندارد كه دشمن واقعي نظام سلطه بين الملل و سد مستحكم در مقابل باج خواهي، زورگويي و غارتگري و خونريزي جهانخواران، «ولي فقيه» است و ديگران، از جمله رئيس جمهور و يا هر مقام برجسته و بلندپايه ديگر، فقط در حد و اندازه و در نقش «بازوي ولي فقيه» در ميدان حضور دارند كه توان و قدرت خود را از آن وجود مبارك و ملكوتي مي گيرند. دشمن مي داند كه

«گرچه تيغ از كمان همي گذرد... از كمان دار بيند اهل خرد».

به بيان ديگر، دشمنان بيروني و نظام سلطه جهاني، اگر از نظام اسلامي در هراسند و اقتدار آن را سد راه خود مي دانند، اين هراس از اقتدار ولي فقيه است نه رئيس جمهور محترم و يا هر مقام بلندپايه و محترم ديگر، چرا كه مردم براساس باورهاي ديني عميق خود گوش به فرمان ولي امر خويشند و همواره از او به يك اشاره بوده و هست و از مردم به سر دويدن. رئيس جمهور، رئيس قوه قضائيه، رئيس قوه مقننه و... تنها هنگامي براي دشمن خطرساز و براي مردم آرامش آفرين هستند كه پيرو بي چون و چراي ولي فقيه، يعني نايب حضرت بقيه الله الاعظم- ارواحنا له الفداء- باشند و به هر اندازه كه پاي از اين حلقه بيرون گذارند- ولو به توهم دشمن- هرچه باشند و هركه باشند يك شهروند ساده و معمولي مانند ساير شهروندان خواهند بود. بنابراين، اگر سخنان توفنده برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد در اجلاس عمومي سازمان ملل متحد، لرزه بر اندام نظام سلطه مي اندازد و خروش ايشان عليه رژيم صهيونيستي، سردمداران اين رژيم جعلي و كودك كش را به وحشت فرو مي برد و... تنها به اين علت است كه آنها، زبان ولي فقيه را در كام ايشان مي بينند وگرنه... مگر همين دشمنان تابلودار بلافاصله پس از آن كه به خيال خود احساس جدايي احمدي نژاد از ولي امر مسلمين را ديدند، به جاي خروش عليه ايشان، زبان و قلم به حمايت و تعريف و تمجيد از وي نگشودند؟!

و بالاخره، با توجه به شرايط حساس كنوني و خيزش ها و انقلاب هاي اسلامي ملت هاي مسلمان منطقه كه چشم و دل به ايران اسلامي دوخته اند، آيا برادر عزيز و بزرگوارمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، احتمال نمي دهند ماجراي اخير، توطئه اي - اگرچه با چند واسطه- تحميل شده به ايشان باشد؟! رئيس جمهور محترم بارها نشان داده و همين ديروز نيز با صراحت بر اين باور قلبي خود، تاكيد ورزيده است كه پيرو بي چون و چراي ولي فقيه است. بنابراين، ماجراي پلشت چند روز گذشته را چه كساني رقم زده اند؟!

حسين شريعتمداري

اصطلاحات سیاسی!

 سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.

 کمونیسم: دو گاو دارید.دولت هر دوی آن ها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.

 فاشیسم: دو گاو دارید.شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.

 کاپیتالیسم: دو گاو دارید.هر دوی آن ها را می دوشید.شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

 نازیسم: دو گاو دارید.دولت به سوی شما تیراندازی می کندو هر دو گاو را می گیرد.

 سادیسم: دو گاو دارید. به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.

 آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.

 دولت مرفه: دو گاو دارید. آن ها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید.

 بوروکراسی: دو گاو دارید.برای تهیه شناسنامه آن ها 17 فرم را در 3 نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.

 سازمان ملل: دو گاو دارید.فرانسه شما را از دوشیدن آن ها و آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رأی ممتنع می دهد.

 ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آن ها را می دوشد.

 رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می کنید. اما هنوز خودتان آن ها را می دوشید.

 متحجریسم:دو گاو دارید. زشت است  گاو را بدوشید.

 فمینیسم: دو گاو دارید.حق ندارید گاو ماده را بدوشید.

 پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید هر کدام را بدوشید فرقی نمی کند.

 لیبرالیسم:دو گاو دارید. آن ها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.

 دمکراسی مطلق: دو گاو دارید.از همسایه ها رأی می گیرید که آن ها را بدوشید یا نه.